الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

15

منطق مقارن (فارسى)

تصديق - به سوى مقدمات آن و بازگشت از مقدمات به سوى مطلوب " « 1 » و البته به خوبى روشن است كه بين نتائج ( مطلوبات ) و مقدمات ، وجود مناسبت ضرورى است . زيرا ممكن نيست مثلا از مقدمه - على زننده است و هر زننده‌اى بوسيله آلت خاصى مىزند - بتوان نتيجه گرفت كه جهان به خالق محتاج است . اين قضيه خود به مقدماتى مناسب خويش محتاج است . و همچنين نميتوان حقيقت جن را از ماهيت ميز كشف نمود . هنگامى كه مقدمه‌اى گمانى است از آن نمىتوان نتيجه يقينى گرفت . مثلا نمىشود استدلال كرد كه چون احمد مىگريزد و هر كس كه مىگريزد ، دزد است . پس او دزد است ، زيرا مقدمه‌اش گمانى است . ديگر اينكه در كشف نتيجه ناچاريم شرائط و ترتيب خاصى را در صورت و شكل مقدمات رعايت كنيم ، نمىشود جسميت انسان را از - هر انسانى حيوان است و بعضى از حيوانها جسمند - كشف نمود زيرا ممكن است انسان در زمره آن بعض نباشد . و نمىشود راستى گفتار كسى را كه به خدايى فرعون معتقد است از اين عبارت - هركس به خدايى فرعون عقيده دارد به جسميت او نيز معتقد است و هركس به جسميت او معتقد است راستگوست - به دست آورد . زيرا آنكس كه به جسميت فرعون عقيده دارد ، تنها در همين عقيده و سخن راستگوست و نه

--> ( 1 ) - از آنچه ابن سينا در تعريف انديشه گفته است ، اشكال سخن تفتازانى در تعريف آن روشن مىشود كه فكر را يك حركت حساب كرده و مىگويد : انديشه عبارت است از ملاحظه و نگرش به معلوم براى تحصيل مجهول . و همچنين ضعف گفتار گروهى مانند قاضى و كاتبى و قطب كه انديشه را عبارت دانسته‌اند از - ترتيب امور معلوم براى كسب مجهول . تفصيل مطلب را در كتاب " مقصود الطالب ص 64 " ملاحظه كنيد