الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

148

منطق مقارن (فارسى)

قياس اقترانى در اين قياس موضوع نتيجه " اصغر " و محمول آن را " اكبر " نامند ، همچنانكه مقدمه مشتمل بر اصغر را " صغرى " و آنديگرى را كه مشتمل بر اكبر است ، " كبرى " گويند و آنچه را كه تكرار مىشود و واسطه رساندن اكبر به اصغر است " حد وسط " مىنامند . چه اينكه بين آن دو واقع شده است . اوسط هم يا اينكه در صغرى ، محمول و در كبرى ، موضوع است . و يا اينكه در هر دوى آنها ، محمول و يا اينكه در هر دوى آنها ، موضوع و يا اينكه به عكس صورت اول در صغرى ، موضوع و در كبرى ، محمول است . مجموع اين چهار صورت به ترتيب ، اشكال چهارگانه مشهور قياس را تشكيل مىدهند . شكل اول از همه آنها برتر و شريف‌تر است زيرا انتاج آن بديهى و طبيعى است چه اينكه مندرج بودن اصغر در تحت اكبر به وسيله آن اثبات مىشود و بنابراين ، اكبر به ترتيب طبيعى براى اصغر اثبات مىگردد . و ديگر آنكه محصورات چهارگانه را نتيجه مىدهد . پس از آن شكل دوم اشرف از بقيه است چه اينكه در صغرى كه اشرف مقدمتين است با شكل اول مشترك مىباشد . سپس شكل سوم كه با شكل اول در كبرى كه اخس مقدمتين است مشترك مىباشد .

--> از آنچه گفتيم اشكال سخن " المنجد " نيز روشن مىشود ، مولف اين كتاب ، كلمه مزبور را بضم گمان برده و در اصطلاح به اشتباه افتاده است . و همچنين ايراد سخن برخى ديگر مانند حكيم سبزوارى كه آن را بضم پنداشته‌اند البته گاهى وجه بطلان ، تناقض با مدعى است كه خلاف فرض پيش ميآيد اما آن هم نيز يكى از وجوه محال است و بآنجهت مورد توجه است . چنان كه شيخ الرئيس در " دانشنامه علايى " فرموده : پس نقيضان با هم صادق شوند و اين محال است " .