الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)
140
منطق مقارن (فارسى)
جزئيات . ايراد اين سخن آن است كه حكم بر كلى نتيجه استقراء است و نه خود آن . تعريف تفتازانى و غزالى در معيار العلم نيز خالى از اشكال نيست اينان مىگويند : استقراء آن است كه جزئيات فراوان مندرج در تحت يك كلى را جستجو نمايى تا حكم كلى آنها اثبات گردد " . اشكال اين سخن آن است كه جستجوى مزبور ، مقدمه تشكيل قضاياى جزئى است و اما استقراء ، همان قضاياى جزئى تركيب يافتهاند « 1 » . در علوم اجتماعى ، استقراء را " آمارگيرى " « 2 » و موضوع آن را واحد آمارى مىنامند و مراعات زمان و مكان و ساير خصوصيات موضوع را در آن ضرورى مىدانند . استقراء بر دو قسم است . تام و ناقص : 1 - استقراء تام عبارت است از استقرائى كه در آن حال تمام جزئيات را جستجو كنند ، بگونهاى كه هيچ كدام از آنها از قلم نيفتاده باشد . و پيداست كه اين قسم دليلى تام و كامل خواهد بود و ابن سينا آن را " قياس مقسم " ناميده است . مانند اينكه تمام افراد حيوان را جستجو كرده و ببينيم كه همگى آنها راه مىروند ، آنگاه صحيح است كه بگوئيم : هر حيوانى راه مىرود . 2 - استقراء ناقص استقرايى است كه حال اكثر جزئيات و نه تمام آنها جستجو شود . آنگاه بخواهند حكم كلى را اثبات نمايند بگونهاى كه در موارد مشكوك نيز بتوان به آن ( حكم كلى ) استدلال نمود . و پيداست كه اين قسم دليل نتواند بود . زيرا شايد اين حكم مختص به همان مقدار جستجو شده باشد و در موارد ديگر نتواند جريان يابد ، مانند اينكه در احوال گاو و گوسفند و ساير حيوانات در دسترس جستجو نموده ببينيم كه هنگام غذا
--> ( 1 ) - از آنچه گفتيم علت نامگذارى اين قسم از حجتها به استقراء نيز روشن شد . استقرا كه به معنى جستجوى قريهها و . . . مىباشد از باب نامگذارى مسبب به اسم سبب به قضاياى مزبور گفته شده است . ( 2 ) - از يك لغت ايتاليايى به معناى مدبر و سياستمدار گرفته شده است .