الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)
137
منطق مقارن (فارسى)
آنان مىگويند : هر شيىء از اشياء عالم ، در درون خود ، ضد خود را مىپرورد . و بخاطر همين تضاد و تناقض درونى است كه در باطن اشياء نزاع رخ مىدهد . و سرانجام ، آن ضد درونى پيروز مىشود و بدينگونه اشياء سير تكاملى مىكنند . مثلا تخممرغى كه در زير پاى مرغ گذاشته شده است در درون خود داراى استعداد و قوهاى است كه با وضع فعلى آن متناقض است و سرانجام بر آن غلبه يافته و سير به سوى كمال مىكند . نخست جوجه و بعد مرغ مىشود . و راز تكامل در كل هستى ، همين است . * * * با اندك تامل و دقتى به بطلان و بىپايگى سخنان فوق نيز مىتوان پى برد . چه اينكه در تناقض ، وحدت زمان از شرائط ابتدايى است و در مثال باران اين شرط موجود نيست . قوهاى كه در درون اشياء مادى است نيز با خود آنها ضد و نقيض نبوده و جز آمادگى و استعداد چيز ديگر نيست و هرگاه به حد ضديت رسيد حالت سابق باطل مىشود و اين خود دليل بر عدم امكان ضدين است . از طرفى اين قوه منشاء تكامل نبوده بلكه شوق موجود در باطن اشياء مادى ، مايه تكامل آنها مىشود چه اينكه هر شيىء مادى در درون خود شوق به مرحله عالى و عاليتر را دارد . و ضمنا از اين شوق دائمى معلوم مىشود كه موجودات ميخواهند و مىتوانند به موجود كامل بىنقص برسند . « 1 » تازه قوه و تضاد مزبور هم در تمامى اشياء عالم نيست . مجرات نه قوهاى دارند و نه استعدادى چنان كه در فلسفه روشن شده است . و اينان
--> - " خرافه متافيزيك " نيز مىگويد : قانون امتناع تناقض جز قرارداد و اصطلاح چيز ديگرى نيست و اگر مردم بر خلاف اين اصطلاح مىكردند جايز بود و رواج مىيافت و . . . ( 1 ) - وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ - آيه 18 از سوره فاطر .