الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

115

منطق مقارن (فارسى)

كه ثبوت نويسندگى براى زيد به حسب واقع يا بر وجه امكان است و يا ضرورت و . . . به عبارت ديگر ، محمول امرى است بسان ديگر امور و بنابراين يا ممتنع الوجود است يا واجب الوجود و يا ممكن الوجود . پس اگر محمول به حسب واقع نسبت به موضوع ممتنع الوجود باشد ، كيفيت نسبت " امتناع " خواهد بود . و اما اگر در واقع ، نسبت به آن لازم الوجود باشد كيفيت نسبت " ضرورت " است . و در صورتى كه برحسب واقع نسبت به آن ممكن الوجود باشد ، كيفيت نسبت " امكان " مىباشد . * * * جهت اگر در قضيه ، لفظى هست كه بر كيفيت واقعى آن دلالت كند ، آن لفظ را " جهت لفظى " و معناى متصور ذهنى آن را جهت عقلى نامند . چنان كه كيفيت واقعى را " ماده قضيه " و خود قضيه را " موجهه " گويند . در صورتى كه جهت با ماده قضيه مطابقت كند قضيه صادقه است و الا كاذبه خواهد بود . بارى اصول كيفيتها همين سه اصل است كه ذكر نموديم و لكن از آن جهت كه اين سه پاسخگويى تمام نيازهاى علوم و محاورات نيستند ، كيفيات فرعى ديگرى مانند " دوام " و " امكان عام " و " فعليت " را نيز بدانها افزوده‌اند . توضيح اينكه گاهى فقط در صدد بيان دوام محمول هستيم و نه اثبات اينكه براى موضوع ضرورى الوجود هم هست يا نه ؟ چنان كه گاهى نيز تنها در پى آنيم كه محال نبودن آن را ثابت كنيم و به تحقق يا ضرورت و يا دوام آن كارى نداريم و . . . اينك به تفصيل به بيان كيفيتها مىپردازيم :