الشيخ محمد علي الگرامي القمي

30

نگاهى به سيستم سياسى اسلام (فارسى)

« معلّى بن خنيس » كه از اصحاب امام صادق است تقيّه نكرد و به شهادت رسيد ، و حضرت از اين مراعات نكردن او ناراحت شد كه چرا جان خود را از دست داد . « مفضل بن عمر » مىگويد روزى كه معلّى بن خنيس را به امر داود بن على عباسى به دار آويخته كشتند ، به حضور امام صادق عليه السلام مشرّف شدم ، عرضه داشتم يا بن رسول اللّه ملاحظه مىكنيد كه چه مصيبت بزرگى امروز به شيعه وارد شده است ؟ حضرت پرسيد : « كدام مصيبت را مىگويى » ؟ گفتم : « قتل معلى را مىگويم » ، فرمود : « خداوند معلى را رحمت كند من انتظار اين جريان را داشتم ، زيرا او سرّ ما را فاش كرد ، فشار شخص « ناصبى » كه دشمن ما مىباشد بر ما بيش از كسى نيست كه سرّ ما را فاش مىسازد كسى كه سرّ ما را به نااهل بگويد و فاش سازد حتما گرفتار دشمن مىشود و يا از غصّه هلاك مىشود » . « 1 » برخى از علماء رجال معتقدند سرّى كه معلّى فاش كرد عقيده امام و پيروانش در مسئلهء ولايت نبوده بلكه اظهار معجزات آن حضرت و بيان عظمت روحى آن سرور براى مردم بوده است . « 2 » هشام بن حكم نيز كه از بزرگان گروه فلسفى و كلامى شاگردان امام بود ، به همين جهت تحت تعقيب قرار گرفت و فرار نمود . و بالأخره در خانهء ابن اشرف در كوفه از دنيا رفت . و او هم از ترس مأمورين هارون الرشيد جنازه‌اش را كنار كوچه نهاد و البته هارون از خبر مرگ او خرسند گشت .

--> ( 1 ) - رجال بو على ص 305 . ( 2 ) - همان مدرك ، ص 306 .