الشيخ محمد علي الگرامي القمي

12

نگاهى به سيستم سياسى اسلام (فارسى)

و ما نبايد بخاطر روش سياستمداران روز لغت ادبى و شرعى خود را نيز از دست بدهيم . به هر حال بايد منظور از اين لغت اسلامى و روش رهبرى اسلام را در اين مسئله بدانيم . سياست در اصل به معنى تأديب مىباشد و در اصطلاح روش كشوردارى و تدبير مملكت را گويند . و پيداست كه اين دانش اوّلين شرط رهبرى و حكومت است . به كار بردن سياست صحيح گر چه كار بسيار مشكلى است ولى يك نوع آن بخصوص مشكل‌تر است . اكنون مهمترين و برترين اقسام حكومت ، در نظر بسيارى از متفكران ، حكومت مردم بر مردم است كه « آبراهام لينكن » آن را اصطلاح نموده است كه برترين نوع حكومت دمكراسى شمرده مىشود . اين نوع حكومت گر چه همچون حكومتهاى استبدادى كه مردم را به هيچ نمىگيرند ، نيست و بر خلاف رضايتشان كارى نمىكند لين يك اشكال بزرگ دارد و آن عدم رعايت مصلحت است . ملّت آزادى در مشروبات الكلى مىخواهد ولى بر خلاف چه بسا مصلحت آنهاست . حكومتى كه بر پايهء رضايت خواهى مردم قرار گرفته است نمىتواند به صلاح مردم كار كند . زيرا بر خلاف خواست مردم است . حكومت اسلام از نوع حكومت مصلحت و قانون است هر چند بر خلاف خواست مردم باشد . مردم آزادى در مشروبات و برده‌گيرى و برده فروشى و اعمال جنسى و غيره مىخواهند ، ليكن حكومت مصلحت