الشيخ محمد علي الگرامي القمي
10
تفكر (فارسى)
« تصور و تصديق » هر گونه نقش ذهنى علم خوانده مىشود . اگر نقش مزبور ، همراه اعتراف به نسبت كامل خبرى باشد ، علم مزبور علم تصديقى است ، و اگر نه ، تصور ناميده مىشود . مثلًا تصور اين مطلب : على عليه السلام خليفهى بلافصل پيامبر صلى الله عليه و آله مىباشد ، اگر با اعتراف به آن باشد علم تصديقى است ، و اگر نه ، تصور است . روشن است كه اين كلمه " و گرنه . . . " مواردى را شامل مىشود : 1 - تصور محكوم عليه كه در منطق ، موضوع خوانده مىشود چون " على عليه السلام " در مثال مزبور . 2 - تصور محكوم كه در منطق ، محمول خوانده مىشود چون " خليفهى بلافصل " در مثال . 3 - تصور ارتباط ميان اين دو . و البته تصور ارتباط ، نه واقع ارتباط دادن كه ملازم با اعتراف به مطلب است . 4 - تصور همهى جمله ، ولى بدون اعتراف ، بلكه با انكار يا شك . 5 - تصور يك جملهى انشايى چون ، « قاتلوا المشركين » ، « هل يستوى الذين يعلمون والذين لا يعلمون » ، « لا تقربوا الصلاة وانتم سكارى » . و امثال اينها .