الشيخ محمد علي الگرامي القمي

87

مرزها (فارسى)

خويشان ياد آورى گشته روشن مىشود كه بيشتر تناسب با سر پرست دارد ، سرپرستى كه كارشان را ببيند و پاداششان بدهد ، اوست كه ناظر اعمالشان است و پاداششان مىدهد . حتى در آيه 34 سوره « فصلت » : « ادفع بالتى هى احسن فاذا الذى بينك و بينه عداوة كانه ولىّ حميم » : به طور نكوتر بدى را دور كن ! در اين صورت آن كه ميان تو و او دشمنى است ولى گرمى خواهد شد . كه تصور مىشود به معناى دوست است نيز به نظر مىرسد . همان معناى سرپرست را مىدهد ، منتها سرپرستى كارهاى شخص از روى علاقه و عشق ، نه از ناتوانى و نياز يعنى اگر با اخلاق خوب معاشرت كنى حتى دشمنت نيز برايت كار مىكند و متصدى كارهايت مىشود . و من اكنون كارى به ريشه لغت « ولايت » و پيوند و ارتباط همه اشتقاقات آن ندارم . ولى اجمالًا نظريه « راغب » اصفهانى را بهتر مىپسندم كه مىگويد : « ولاء و توالى اين است كه دو چيز يا بيشتر طورى رديف هم قرار گيرند كه چيز ديگر ميانشان قرار نگيرد . و بر اين اساس در مورد نزديكان در مكان و يا در انتساب خويشاوندى و يا در دوستى و يا در كمك و ياورى و يا در هم مكتبى و اعتقاد گفته مىشود . . . « 1 » « وقتى ولايت كه همان نزديكى مخصوص ( كه چيزى ميانشان حائل نشود ) است ، در امور معنوى اعتبار شود لازمه‌اش اين است كه « ولىّ » مىتواند نسبت به آن كه در ولايت اوست كارهايى را انجام دهد كه

--> ( 1 ) - / مفردات