الشيخ محمد علي الگرامي القمي
77
مرزها (فارسى)
نقل مىداده است و غير اينها همه نمايشگر وجهه مذهبى دادن به اين اعدام و آن هم به دليل روشن نبودن مردم است و مردم هم يعنى حتى بسيارى خواص . و آن جا وظيفه روحانيون بيدار كه مشعل اسلامشناسى را در آن قطعه از تاريخ و شايد براى هميشه به كف داشتند بود كه تقيه نكنند و حقيقت را روشن كنند كه طبق حديث مسلّم تقيه براى حفظ خون است پس اگر به حد خون رسيد ديگر نبايد تقيه كرد « 1 » و ما وقتى در ديد ذهنى خود جسم الهى مرحوم نورى را در زندان ملاحظه مىكنيم كه دائماً در حال مناجات با خداوند بود و از غذاى زندان هم به اين جهت كه از پول غصب حكومت قاجار است نمىخورد و تنها چند تن از شاگردان علاقمندش ( كه تا اين اواخر زنده بودند ) برايش غذا مىبردند آن هم گويا مخفيانه ! و مىبينيم كه سكوت علماى دين هم لااقل يكى از دست آويزهاى استبداد قاجار بود متأسف مىشويم . و هنگامى كه عكس آن مرحوم را كه نمايشگر پيكر شريفش در بالاى دار است با قيافه معصوم و با آرامش ومتانت ، ملاحظه مىكنيم و مىبينيم كه سكوت روحانيت زمان ، كه تحت عنوان دورى دين از سياست انجام مىشد در حالى كه همان سكوت ، تأييد رفتار قاجار بود « 2 » هم يك قطره آبى است كه به عنوان استحكام چوبه دار به پاى
--> ( 1 ) - / « انما جعلت التقيه ليحقن بهاالدما فاذا بلغت التقيه الدم فلا تقيه . » ( 2 ) - / و از اينجا به سستى سخن ژان پل سارتر واقف مىشويم كه مىگفت « گوشه گيران اجتماع به مراتب از رزمندگان وشهدا در جنگهاى ولو به حق ، برترند زيرا كه آنها اگر كشته نمىشدند مخالف خود رامى كشتند » مگر با سكوت و گوشهگيرى دامن انسان پاك مىماند ؟ با اين كه بشر طبعاً يا جبراً اجتماعى است .