الشيخ محمد علي الگرامي القمي

59

مرزها (فارسى)

شده يا تكفير كننده است اولى در اثر عصبانيت و حالت فوق العاده عصبيش نتوانسته خود را كنترل كند و جملاتى ركيك از دهانش خارج شده و بهانه به دست مخالفين او داده است و اين بسيار اتفاق مىافتد . و يا دومى در اثر كنترل نداشتن اعصابش ، مخالف مسئله را تكفير نموده و به طورى با دستهاى مرموز و يا ظاهر ، در سطح اجتماع پياده شده كه ديگر براى خود تكفير كننده نيز تغيير آن مشگل شده است . و البته اين از نظر عقلى و شرعى عذر نيست كه آبروى شخصى را تا اين حد ببرد و با سكوت خود و تنها به بهانه اين‌كه حرفم نبايد دو جور شود صحه به حكم قبلى خود كه در حال عصبانيت صادر شده بگذارد وهمچنان مخالف خود رادر ميان مردم به اين صورت منفور و مطرود در آورد . البته اين دو شاخص فقط از نظر احساسى است و اين‌ها قرائنى هستند كه لا اقل هر شخصى را به تحقيق وادار مىكنند ولى عوامل و اشتباهات ديگرى هم احساسى و چه ادراكى ، ممكن است دخالت كرده حقيقت را پايمال كنند ، كه از جمله ، دقت كافى نكردن در معناى جمله گوينده يك كلام است ، اگر كلام يك گوينده صريح در كفر نباشد نمىتوان تكفير نمود ، از جمله دقت در اين كه فلان جمله گوينده مربوط بچه زمانى بوده و آيا بعداً تغيير عقيده داده است يا نه ؟ مثلًا بسيارى از علما رجال اهل تسنن ، هنوز هشام بن حكم را متهم به عقائد غلط مىكنند در حالى كه اين عقائد مربوط به زمانى است كه با امام صادق عليه السلام اين قدر مربوط نبوده است . علت اين است كه عده‌اى از قدما چون شهرستانى در ملل و نحل وابن ابى الحديد ( ج 3 ص 219 ) بدون ترديد و بدون دقت در زمان ابراز اين عقائد ، هشام را