الشيخ محمد علي الگرامي القمي
56
مرزها (فارسى)
فلان مسئله را پيامبر فرموده ولى زير بار نرود و ( معاذالله ) بگويد : پيامبر بى جهت فرموده است ! و بنابراين كفر در صورتى است كه شخص بداند فلان مسئله ضرورى و مسلّم مكتب اصيل اسلام و فرموده پيامبر صلى الله عليه و آله است و درعين حال زير بار نرود . ولى اگر كسى در يكى از مسائل مهم يا غير مهم اسلامى به فكر خودش تحقيق وتتبع نموده معتقد شود كه نظر پيامبر جز اين است كه مردم مىگويند ، اگر ازمسائل ضرورى اسلام چون معاد و معاد جسمانى و معراج و حكم نماز و حجاب و غيره نباشد به نظر هيچ يك از فقها كافر و نجس نمىشود ، و اگر از مسائل ضرورى باشد تنها عدهاى از فقها آن را كافر مىشمارند ، و آن وقت آيا در موارد اختلاف فتاوى هيچ مجوز شرعى براى اهانت و يا تكفير وغيره در دست داريم ؟ بايد اين نكته را هم گوشزد كنيم كه براى بر هم زدن وحدت اسلامى دستهاى مرموزى هم فعاليت مىكنند تا مسائل را از صورت عادى و فقهى خود خارج ساخته صورت احساسى بدهند ، تا در ذهن حتى برخى رهبران مذهبى يك سلسله عناوين ثانويه لازم المراعاتى پيدا شود ، و چه بسا شخص محترمى را تكفير كنند ، و حتى اين تكفير را وظيفه شرعى خود بدانند ، و آن گاه دشمن همين تكفير احساسى را به صورت حكم اساسى در ميان مردم نفوذ مىدهد به طورى كه خود حكم دهنده نيز ديگر نمىتواند از حرف خودش برگردد .