الشيخ محمد علي الگرامي القمي

51

مرزها (فارسى)

« سلمان وقتى حقوق خود را مىگرفت به مقدار قوت ساليانه خود رابرداشته كنارى مىگذاشت ( باقى را به ديگران مىداد ) ، و وقتى به او خرده گرفتند و گفتند : شايد امروز و فردا مردى ؟ گفت : چرا همانطور كه احتمال مرگ را مىدهيد اميد زندگيم را نداريد ؟ انسان وقتى قوت خود را ذخيره كرد آرامش پيدا مىكند . » حتماً منظور اين حديث دوران پيش از رهبريش در « مدائن » بوده است و آن هم فقط حداقل خوراكش كه تنها نان خشكى بوده است . و گرنه در مدائن كه چيزى جز يك شمشير و قرآن نداشت ، كه نشانه قانون و جهادش بود ، كه فرمانده بايد به دستى قانون و به دستى شمشير داشته باشد ، و در زندگى خود اندوخته‌اى نداشته باشد . در عبارت اين حديث هم اين جمله بود : « وقتى حقوقش راميگرفت » و اين تعبير با فرمانروائى خودش چندان تطبيق ندارد و در مهمانى ابوذر حتى نمكى هم نداشت و مجبور شد كوزه آبش راگرو بگذارد . در برخى روايات سلمان همچون لقمان حكيم به حساب آمده است . از رواياتى كه در مدح سلمان يا روش عملى او وارد شده است معلوم مىشود كه اگر اجل مهلتش مىداد و اوضاع زمان عثمان را درك مىكرد شايد سخت گيرتر ازابوذر مىبود . از مطلب دور نمانيم منظور اين بود كه حقايق مسلّم را هم گاهى بايدكتمان نمود و به قول على عليه السلام سلمان از ابوذر تقيه مىنمود . تا چه رسد به اينكه انسان مطالبى را از تواريخ و ادله ديگر كه نوعاً به حدّ يقين كامل نمىرسند ، استفاده كند و بر خلاف اعتقاد عموم بخواهد در سطح عامه پياده كند و آن هم در شرايطى كه بيشترين نتيجه‌اش بر هم خوردن وحدت اسلامى باشد . ليكن حال اگر كسى مراعات اين كتمان رانكرد و مطلبى راگفت كه