الشيخ محمد علي الگرامي القمي
34
مرزها (فارسى)
اسلام و اختلافات به حدى پيامبر صلى الله عليه و آله در رهبرى خويش مراقب اتحاد مسلمانان بود كه به مختصر احتمال اختلاف شخصاً دخالت فرموده اختلاف را حل مىكرد . درداستان تقسيم غنائم جنگ « حديبيه » كه انصار دلتنگ شده بودند و منافقين هم اختلاف را دامن مىزدند ، شخصا به همراه على عليه السلام ميان انصار آمده به طورى سخن گفت كه همگى پشيمان شده ازكمال حسرت و يا علاقه ان سرور به گريه افتادند . در داستان « قلم وكاغذ » كه آخرين استفاده پيامبر صلى الله عليه و آله از فرصت موجود براى حكومت على عليه السلام بود و اختلاف پيش آمد و عاقبت پيامبر صلى الله عليه و آله كار خود را رها كرده از تصميمش منصرف شد براى اين بود كه پس از گفته عمر كه : « دعوه ان الرجل ليهجر » ( لازم نيست قلم و كاغذ بياوريد پيامبر حالش درست نيست بيهوده سخن مىگويد ! ! ) ملاحظه كرد كه اگر بنويسد بعدها يك اختلاف تازهاى در ميان مسلمانان پيدا مىشود و آن بحث در اين كه آيا پيامبر هم هذيان مىگويد و يا خير ؟ و آن گاه حكومت طلبان استعمارگر براى كوبيدن تعيين على عليه السلام و فرزندانش مىگويند پيامبر در اين گفته هايش سرحال نبوده است . . . و آن وقت نه تنها پيامبر صلى الله عليه و آله به مقصود نمىرسد بلكه ارزش بسيارى كلمات پيامبر صلى الله عليه و آله هم شايد از دست برود . زيرا در هر