الشيخ محمد علي الگرامي القمي

19

مرزها (فارسى)

اسلامى است ، يعنى الگوى اسلام منم نه تو . امام صادق عليه السلام هم با همان روش مذهبى نقشه او را خنثى مىسازد و بدون پيش آوردن بحثى از حقيقت امامت و رهبرى جمله‌اى حقيقى ونيز موافق ذوق عوام پيش مىآورد كه ابو حنيفه ساكت و بى جواب مىماند : « عصاى جدم پيامبر است » واو براى اينكه اطاعت و علاقه كاملش را به پيامبر نشان دهد عصا را مىبوسد و امام هم براى اين كه تظاهر و رياكاريش را نشان دهد مىگويد : بيا دست مرا ببوس . . . در اين داستان بيشتر دقت كنيد ، حقيقت عمل ابوحنيفه ، كوبيدن مذهب از راه تظاهر به مذهب است . نظير همين داستان جريان عبداله عمر است چنان قيافه زهد ما با نه دارد كه آن مرد عوام نزد على عليه السلام آمده ميگويد باورم نمىآيد كه عبداله كه گوشه‌گيرى اختيار كرده باطل و جهنمى باشد و روش شما كه جنگ است حق باشد . به هر حال استعمارگران از عوام بودن ملت‌ها سوء استفاده كرده مسائل علمى اسلام را به عنوان مسائل اعتقادى اسلام طرح مىكنند و چون عوام در اين مسائل روشن نيستند « 1 » سرو صدا بلند مىشود و استعمارگر راحت شده به كار خود مشغول مىشود . ميدانيد يكى از بهترين راه‌هاى استعمار ، منحرف كردن افكار ملت‌ها از جريانات روز است . گاهى به طرح مسائل علمى دقيق و گاهى به طرح مسائل غير اساسى اعتقادى و زمانى به طرح مسائل اجتماعى ساده و همچنين . . .

--> ( 1 ) - / و خود اين روشن نبودن در طول قرن‌ها بزرگترين شاهد اعتقادى نبودن آن ( باصطلاح من ) است كه عدم اعتقاد به آن به اصل اسلام و يا تشيع شخص نمىزند .