الشيخ محمد علي الگرامي القمي

99

مقدمه اى بر امامت (فارسى)

و ضد ستم را ايجاد تفرقه و « شق عصاى اسلام » به حساب آوردند . هارون الرشيد هنگام گرفتن موسى بن جعفر امام هفتم عليه السلام كه او را مهمترين رقيب سياسى خود مىدانست - كه البته آن حضرت گر چه ضد رژيم ، فعاليت‌هاى مهمى داشت ولى چون قدرت اندك شيعه را مىديد به اقتضاء زمان بناى گرفتن حكومت را نداشت ولى وجهه ملى و مذهبى آن حضرت براى هارون ضربه بزرگى بود - به مدينه بر سر قبر پيامبر صلى الله عليه و آله آمده پس از زيارت و نماز ، به حضور پيامبر عرضه داشت : يا رسول اللّه چه كنم كه اگر فرزندت موسى بن جعفر را نبرم و تبعيد نكنم تفرقه در ميان امت تو خواهد افتاد ! ! شريح قاضى كه عمر او را نصب كرده و على عليه السلام هم به همين جهت نتوانست او را از كار بر كنار سازد و به خاطر منصب قضاوت ممتدى كه در ميان مسلمانان داشت وجههء يك روحانى مذهبى را داشت و در واقع وابسته به دربار يزيد و ابن زياد بود . آرى شريح قاضى در جريان حادثه كربلا اين حكم معروف را منتشر ساخت كه : حسين بن على عليه السلام از دين جدش پيامبر صلى الله عليه و آله بيرون رفته و مرتد شده است با شمشير پيامبر صلى الله عليه و آله او را بكشيد . « 1 » تصريح به شمشير پيامبر صلى الله عليه و آله براى تأكيد ارتداد حضرت حسين عليه السلام بوده است كه مردم در برابر اين لحن تند تسليم شوند يعنى اگر خود پيامبر هم بود او را مىكشت و من روحانى هم ، با شمشير آن حضرت او را مىكشم ! آرى ملت گر چه سست بود ولى اين قدر هم بى وجدان نبود كه

--> ( 1 ) - « انّ الحسين خرج عن دين جده فاقتلوه بسيف جدّه » اين جمله از شريح معروف است ولى مدركى معتبر براى آن پيدا نكردم . البته شريح خرابكارىهايى داشته ليكن صحبت در خصوص اين جمله است