الشيخ محمد علي الگرامي القمي
79
مقدمه اى بر امامت (فارسى)
و از رسوائى هم وحشت دارند و بدين جهت خيلى زود هم رنگ جماعت مىشوند ( خواهى نشوى رسوا هم رنگ جماعت شو ) اينها گرچه بى شخصيتند ولى ضمنا روحيهاى سركش دارند چون روحيهاى آرام ندارند قدرت گوشهگيرى و تكروى ندارند و چون شخصيت و قدرت تحفظ خويشتن و تكروى ندارند رنگ محيط به خود مىگيرند . كسانى مىتوانند بين خود و محيط اطراف ، سدّى ايجاد كنند كه محيط ، قدرت نفوذ در آنها را نداشته باشد كه يا روحيهاى آرام و گوشه گير داشته باشند و يا قدرت فوق العادهاى كه روحيه خود را نبازند و خود را كنترل كنند كه متأثر نشوند و شايد مؤثر باشند . اين دسته افراد ( دسته سوم ) اكثريت مردم هستند . سعادت اين گروه و گروه دوم حتما بستگى به وجود رهبرى لايق دارد . اين دو گروه هميشه روحيه اطاعت از رهبر دارند ( البته رهبرى كه محبوبشان باشد ) و در روانشان احساس احتياج به رهبر نهفته است كه اساسا هر وجود ضعيفى بستگى به يك وجود برتر و قوىتر دارد . همانطور كه طفل احساس احتياج به پدر و مادر مىكند افراد ضعيف النفس احتياج به مربى و وجود برتر را احساس مىكنند . چنان كه سرتاسر وجودات عالم ، احساس احتياج به وجود بى نياز حضرت حق تعالى مىكنند « 1 » . به همين جهت است كه ملاحظه مىكنند همه ملتها از گذشته و
--> ( 1 ) - و همين را دليل فطرت مىنامند