الشيخ محمد علي الگرامي القمي
68
مقدمه اى بر امامت (فارسى)
تطبيق آنها در ذهن عوام نموده بسيار و هميشه حوادثى ناگوار داشته است . و هم اكنون در ذهنم شواهدى از بهره بردارىهاى ناروا از مفاهيم : حسبنا كتاب الله ، كفر ، ارتداد ، تسنن ، لا حكم إلا لله ، صفات الله ، اسم و مسمى ، الاتحاد الاسلامى ، وحدت وجود ، تقوى و پاكدامنى ، روشنفكرى ، تجددطلبى ، ولايت و خيلى مفاهيم ديگر وجود دارد كه شايد در بحثهاى آينده ببينيم . اين سوء استفادهها خونها ريخته و آبروها برده است . شخصى معصوم و آگاهى مىخواهد كه همواره در جامعه باشد و مردم هم او را بشناسد تا مانع اين اين سوء استفادهها شود . بيان اين مفاهيم همچون بيان احكام و توضيح همهء اختلافهاى مكتبى ديگر ، از عهدهء چنان امامى بر مىآيد . مىتوانيد اين طور تعبير كنيد : نظر به اينكه خود بشر نمىتواند برنامه تكاملش را بفهمد و يا رهبر صد در صد درستكار انتخاب كند « لطف » ايجاب مىكند كه خداوند كه برنامه را فرستاده براى اجراى آن نيز شخصى را معين سازد . و به اقتضاء اين مطلب حتما پس از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ، شخصى به عنوان رهبرى ملت و فهم و اجراء قانون ، از طرف خداوند تعيين شده بوده است . چنان كه در زمان آن سرور خود آن حضرت رهبر بود . و مىبينيم هيچ كس جز على بن ابى طالب عليه السلام مدعى اين منصب الهى نيست و ديگران هم مىگويند اگر از طرف خداوند كسى معين شده باشد آن كس على بن ابيطالب است . مىدانيم كه اختلاف ما و ديگران