الشيخ محمد علي الگرامي القمي

64

مقدمه اى بر امامت (فارسى)

درباره ولايت خاص به معنى ولايت حضرت امير يا ولايت ساير ائمه زياد بحث شده و علماء بزرگ ما كتابها نوشته‌اند شكر اللّه مساعيهم الجميله « 1 » ولى اگر درباره اصل امامت و اين كه امام بايد از طرف خدا تعيين شود بحث بيشترى با مخالفين و بخصوص اهل تسنن بشود موثرتر است و در روايات ما روى اين نكته تكيه شده است چنان كه گذشت امام اصرار مىورزد كه مقام امامت و رهبرى را مردم عادى نمىفهمند . بايد اصل رهبرى اسلامى را به اجتماعهاى بشرى تفهيم كنيم . اگر مقام امامت و رهبرى را بشناسيم و درك كنيم شايد كمتر احتياج به اين بحث‌ها باشد . . . اهل تسنن درباره اينكه على عليه السلام خليفه بلافصل بود يا نه ، بحثها مىكنند . فى المثل ما مىگوييم پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در حديث ثقلين فرموده قرآن و اهل بيت من هرگز از يكديگر جدا نمىشوند و آنها كه اهل بيت ( ائمه ) را رها كرده به خيال خود تنها به قرآن عمل مىكنند در حقيقت قرآن را هم از دست داده‌اند . « 2 »

--> ( 1 ) - و به خصوص كتابهاى « عبقات » مرحوم مير حامد حسين و « الغدير » مرحوم امينى « و اثبات الهداة » مرحوم شيخ حر عاملى و اصول « كافى » شيخ كلينى و « المراجعات » مرحوم سيد شرف الدين را بايد نام برد ( 2 ) - حديث « ثقلين » كه معروف و مسلم بين شيعه و سنى است و برخى علماء عامه تصريح كرده‌اند كه پيامبر اكرم ( ص ) اين مطلب را در موارد متعددى گوشزد فرموده است . عجيب اينكه برخى خطباى حجاز اخيراً فقط قرآن را نام مىبرند و دومى كه عترت است اصلًا نام نمىبرند با اينكه اول حديث كه ذكر ثقلين است ذكر مىكنند ! دوتا ثقل ولى يكى را مىگويند !