الشيخ محمد علي الگرامي القمي

44

مقدمه اى بر امامت (فارسى)

صادق فرمود : پيغمبر وفات يافت در حالى كه زره او نزد فردى گروگان بود . . . صدوق در روايت ديگرى « 1 » از امام صادق عليه السلام نقل مىكنند : « زمانى پيغمبر اكرم پيراهن درستى نداشت شخصى نزد آن سرور آمده از وضع لباس آن حضرت ناراحت شده و دوازده درهم « 2 » به پيغمبر هديه داد كه لباس بخرد و مىگفت شما رهبريد ، ( رهبر حكومتى كه امپراطورهاى ايران و روم از آن در وحشت بودند . ) حضرت پذيرفت و فرمود على اين 12 درهم را بگير و براى من لباس بخر . على به بازار مىرود و با 12 درهم لباسى تهيه مىكند و به نزد پيغمبر مىآورد . پيامبر مىفرمايد على اين لباس را من نمىخواهم ، اين براى من گران است پيراهن را بر گردان و پس بده على پيراهن را به بازار مىبرد و با رضايت فروشنده معامله را به هم مىزند و پول را پس مىگيرد و نزد پيامبر مىآورد و آن گاه همراه پيامبر به طرف بازار مىروند . . . در بين راه زنى نشسته بود و گريه مىكرد حضرت از حالش پرسيد ، عرض كرد من كنيز فلان منزل هستم ، براى خريد گوشت بيرون آمده‌ام ، پولم را گم كرده‌ام ، حضرت چهار درهم به وى داد كه گوشت بخرد . سپس به بازار رفت و با چهار درهم لباسى خريد و مراجعت كرد ، در بين راه فرد بى لباسى را ديد و لباس خود را به او داد ، و آن گاه با چهار درهم باقى مانده پيراهن ديگرى خريد و برگشت . در بين راه ملاحظه فرمود همان زن ناراحت و گريان است و چون علت پرسيد

--> ( 1 ) - اين روايت نيز معتبر و در امالى و خصال شيخ صدوق آمده است ( 2 ) - هر درهم تقريبا نيم مثقال نقره بوده است