الشيخ محمد علي الگرامي القمي
20
مقدمه اى بر امامت (فارسى)
« امام اشرف از همه بوده و علمش كامل ، و قدرت كامل رهبرى داشته ، عالم به سياست مىباشدو اطاعتش واجب است . » « 1 » افلاطون هم در كتاب جمهوريت خود به نقل از سقراط « 2 » مىگويد : « تا فيلسوفان شهريا و شهرياران فيلسوف نگردند و سياست و فلسفه بهم آميزش نيابند ، اجتماعات اصلاح نگردند » . افلاطون با اين جمله اهميت رهبرى را گوشزد مىكند ، ولى البته ميان جمله او با تعبير امام هشتم عليه السلام خيلى تفاوت است كه يكى از جهاتش وحدت شخصيت رهبر ، در تعبيرات امام هشتم عليه السلام و ازدواج شخصيت رهبر ، در تعبير افلاطون است . ( بيان نكته روانى اين دو تعبير خود محتاج به يك بحث مستقل است ، ولى به طور خلاطه تعبير اول يك وجود كامل را مىرساند كه به مقام اطمينان نفس و بدون درگيرى روحى است كه به تعبير پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله : هر كسى شيطانى دارد ولى شيطان من بدست من مسلمان و تسليم شده است . ) . حكيم فردوسى هم در فصول گوناگون شاهنامه با كلماتى نغز و
--> ( 1 ) - اصول كافى باب فضل الامام ، حديث شماره 1 : عن الرضا ( ع ) ص 199 ج 1 ، ط دار الاضواء بيروت . حديث خيلى مفصل است اينها قسمتهايى از حديث مزبور مىباشند ( 2 ) - جمهوريت افلاطون ، ترجمه حنا خباز به عربى ط 1929 مقتطف مصر ، ص 50 به بعد ، كل صفحات به صورت سؤال و جواب كه روش سقراط بوده است دربارهء شرايط حاكم بحث مىكند و از جمله تعبيرات او اين مطلب است كه : حاكم بايد براى تربيت جسمى خود به ژيمناستيك و براى تربيت عنصر فلسفى خويش به موسيقى آگاه بوده و عمل نمايد !