الشيخ محمد علي الگرامي القمي
94
مذهب تشيع، آينده تاريخ بشريت (فارسى)
در آن آفتاب گرم و سوزان ، هيچ عاملى اين كار را نمىكند كه مردم را در آن شرايط نگهدارد ، فقط بخاطر اينكه بگويد على دوست شماست . اگر دوستى هم منظور بود بايد هدفى از اعلام آن داشته باشد . اگر يك فرماندار يك شهر ، مردم را در آفتاب سوزان ظهر تابستان پشت چراغ قرمز خيابان نگه دارد و پس از معطلى زياد به مردم بگويد فقط خواستم بگويم معاون من شما را دوست دارد آيا مردم به اين ديوانگى نمىخندد ؟ ! روايت نقل غدير زياد است ، نسل به نسل اين حديث غدير به طور متواتر رسيده . چون نتوانستند سند را رد بكنند ، خواستند توجيه كنند ، در حالى كه اصلًا قابل توجيه نيست . در آن هواى گرم ، روايت اين گونه دارد كه هوا آن قدر گرم بود كه نمىتوانستند روى زمين بنشينند ، در سايهء اسبها و اساس خودشان پناه گرفته بودند . در آن هوا ، پيغمبر ( ص ) اينها را نگه دارد و بعد در مفترق الطرق سر چند راهى كه مىخواستند هر كدام از يك راهى ديگر بروند ، همانجا همه را نگه بدارد . پيداست كه حساس بوده ، آن وقت فقط بخواهد بگويد كه يادتان باشد . اين على شما را دوست دارد يا شما او را دوست بداريد ، براستى كه اين مسخره آميز است ! ما حتى در يك ترافيك معمولى تحمل نمىكنيم كه جمعيت را جمع كنند بگوييم چه خبر است ؟ بلندگو دست گرفته و بگويند :