الشيخ محمد علي الگرامي القمي

86

مذهب تشيع، آينده تاريخ بشريت (فارسى)

ميرزا فشار مى آورند ، يعنى از ايشان مىخواستند كه هر چه زودتر فتواى تحريم را اعلام كنند . يك بار هم با كمال احترام از ايشان مىخواهند كه جدا از ارتباط استاد و شاگردى ، بتوانند حرفشان را بىپرده بزنند . بعد مىگويند : من فكر مىكنم شما از ناصر الدين شاه مىترسيد كه اقدامى نمىكنيد . چون قضيهء تنباكو مدتى طول كشيد . ظاهراً مرحوم ميرزا در فكر هماهنگى با همهء علماى بلاد بودند ، كه يك وقت كسى خلاف نظر ايشان اقدامى نكند و فتوا نشكند . مرحوم ميرزا به مرحوم فشاركى فرمودند : من از چيزى نمىترسم . اما مىخواستم با نظر مبارك امام عمل كنم ، به خاطر همين سه روز روزه گرفتم و امروز رفتم در سرداب سامرا و اين فتوا را آوردم . حالا معلوم نيست كه منظورشان اين بود كه فتوا به دست‌خط امام بوده ، يا ايشان املا فرموده‌اند و ميرزا نوشته است . و راستى اين گونه مرجعيت و رياست حوزه و مؤمنين اين گونه عوالم است كه طلبگى را مقدس و شيرين مىكند و گرنه درس و بحث فقط ارزش زيادى ندارد . بدون ارتباط و توجه به مقام مقدس حضرت مهدى عليه السلام از اين همه درس و مباحثات ، چيزى جز اتلاف عمر نصيب كسى نمىشود . از قيل و قال مدرسه حالى دلم گرفت * يك چند نيز خدمت معشوق و مى كنم