الشيخ محمد علي الگرامي القمي

50

مذهب تشيع، آينده تاريخ بشريت (فارسى)

خود « المعجم » و مرحوم علامهء شوشترى در شرح حديث مى فرمايند كه اين دعا را نمىشود پذيرفت ، چه كسى مىتواند بگويد : « لافرق بينك و بينها » . . . . به نظر من فرمايش اين بزرگان درست نيست . چون در اين دعا مى فرمايد : « لافرق بينك و بينها الا انهم عبادك » هيچ فرقى بين تو و آنها نيست مگر اينكه آنها بندگان تو هستند . يعنى در عين اينكه مىگويد : « لافرق » ولى قيدى را اضافه مىكند كه خود بيان كننده اين است كه « فيه كل الفرق » و آن جملهء « الا انهم عبادك » است فرق اصلى در اين است كه خداوند واجب است و آنها ممكن ، ولى خداوند كه خود ، غير متناهى است و واجب است ، موجودات ممكنى را نيز به عنوان مثال و الگوى خودش غير متناهى قرار داده است . در حقيقت اين جمله شبيه جمله اى است كه فلاسفهء اشراق دربارهء عالم عقول مجرّده ، تعبير كرده مىگويند : « ما لايتناهى » ، ليكن دربارهء خداوند مىگويند « فوق ما لا يتناهى » . اين مطلب مفاد حديث قدسى است : « عبدى أطعنى أجعلك مثلى أنا حى لا أموت أجعلك حيا لا تموت . . . : » بندهء من ! مرا اطاعت كن تا ترا مثل خود قرار دهم همچنانكه من زنده و غير فانى هستم تو را هم زنده و غير فانى قرار مى دهم .