الشيخ محمد علي الگرامي القمي

46

مذهب تشيع، آينده تاريخ بشريت (فارسى)

فلاسفه هم اين بحث را احيانا روى نظام ارزشى و عرفانى پياده كرده اند . به اين بيان كه : درست است همهء عالم ، به يك واحد بر مىگردد ولى تفاوت درجات يعنى اجزاى عالم خيلى زياد است . در اين موجودات عالم ، خاك هست كه منشأ استعداد تكامل تا مرز الگوى خدا شدن است ، آتش هست كه آن استعداد را ندارد مثل خاك نيست چنان كه متولدين از آتش مثل متولدين از خاك به عظمت نمى رسند . در اين عالم جماد هست كه فاقد استعداد است و استعداد ترابى در آن مرده است . در اين عالم نبات هم هست كه استعدادش حدّ يقِف دارد و بالاتر نمىرود ، حيوان هم هست كه بالاتر نمىرود اما يك استعداد خاكى هم وجود دارد كه در اين حدود نمانده و راه را ادامه داده و تا مقام انسانى كه باب الابواب وصول به حضرت حق است رسيده و بالاتر هم مىتواند برود . در هر حال چنين استعدادهاى مختلفى در اين عالم طبيعت وجود دارد و خود اين عالم طبيعت هم جزيى از آن مجموعهء كل است . در فوق طبيعت هم عقل داريم . عقول طولى و عقول عرضى داريم ، عالم انشاء داريم ، عالم اختراع داريم ، عالم به اصطلاح « مثل معلقه » داريم كه احيانا به آنها هم انشائيات گفته مىشود به هر حال ، عالم عقل ، عالم نفس ، و عالم شهادت و ظاهر ، هر كدام