الشيخ محمد علي الگرامي القمي
137
مذهب تشيع، آينده تاريخ بشريت (فارسى)
للنّاس » : پرچمى براى مردم اعلام كند يعنى همه بايد گرد اين پرچم بچرخند . « و يبلّغهم ما نزل منه من الولاية و فرض الطاعة على كلّ احد و كان اوائل القوم قريبا من الجحفه » - بايد ولايت را به مردم و ابلاغ نمايد . عدهاى رسيده بودند به خود جحفه ، « فامر رسول الله ( ص ) ان يردّ من تقدّم منهم » به آنهايى كه جلو بود فرمان داد كه برگردند . « و يحضر من تأخّر عنهم فى ذالك المكان » عقب ماندهها هم برسند و « نهى عن سمرات خمس متقاربات دوحات عظام ، الّا ينزل تحتهن احد » دستور داد زير پنج درخت تيغ كه آنجا نزديك هم بودند كسى ننشيند « حتى اذا اخذ القوم منازلهم » وقتى همه آمدند جا گرفتند « فقمّ ما تحتهن » زير آن درختان را پر كردند « حتى اذا نودى للصّلواه صلاة الظهر » - هر كسى جاى خودش را آماده كرد ، اذان نماز ظهر گفتند . « عمداليهن فصلّى بالناس تحتهن » - حضرت در زير آن درختها آمده نماز ظهر را انجام داد « و كان يوما هاجرا يضع الرجل بعض ردائه على راسه و بعضه تحت قدميه من شدة الرمضاء » آن قدر داغ بود كه هر كس ردا يا عبايى داشت نصفش را زير پا و نصفش را روى سر مىگرفت از شدت داغى . پيداست در يك چنين شرايطى اصلًا همهء اين كارها را خدا كرده براى اينكه كسى بعداً نگويد