الشيخ محمد علي الگرامي القمي
62
درسهائى از علوم قرآن (فارسى)
هم نظم دهنده بوده و هم مىفرموده اين آيه را آن جا بنويسيد . يك عده هم كاتبان وحى بودند كه مىنوشتند ، بعد اختلاف قرائتهايى ، اختلاف نسخى پيش آمده است . اين به غير از آن است كه اصلا نظم ، نظم الهى نبوده يا زياده و كم بوده است ، يا عثمان جلو اختلاف قرائتها را گرفته است . به هر حال اگر به اين مقدار اكتفا كنيم ؛ بس است . براى نمونه چند تا از آن روايات را برايتان نقل مىكنم : روايت اوّل : من كتاب سليم بن قيس راويا عن سلمان رضى اللّه عنه : ان امير المؤمنين صلوات اللّه عليه لمّا رأى غدر الصّحابة و قلّة وفائهم ، لزم بيته و اقبل على القرآن يؤلّفه و يجمعه فلم يخرج من بيته حتّى جمعه و كان فى الصّحف و الشّظاظ و الاشيار و الرّقاع فلمّا جمعه كلّه و كتبه بيده تنزيله و تأويله ، و النّاسخ منه و المنسوخ بعث اليه ابوبكر ان اخرج فبايع فبعث اليه انّى مشغول « 1 » ؛ « وقتى حضرت على - عليه السّلام - نيرنگ و بىوفايى صحابه را ديد ، وارد خانه شد و شروع به تأليف و جمع قرآن نمود و از خانه خارج نشد تا اين كه تمام قرآن را جمع كرد . در حالى كه قرآن در پوستههاى دراز و قطعاتى از ورق و روى چوبها نوشته شده بود . وقتى قرآن را جمع كرد و به دست خود تنزيل و تأويل و ناسخ و منسوخ آيات را نوشتند ابو بكر دنبال او فرستاد كه يا على از خانه بيرون بيا و بيعت كن . كه حضرت فرمود : من مشغولم و نمىآيم . » همچنانكه در روايت مشاهده مىشود حضرت ، تنزيل و تأويل آيات ، و ناسخ و منسوخ آن را نوشت ، هر چند عنوان مىكند كه قرآن پراكنده بود روى پوستها و استخوانها و چوبهايى ، ولى اين با جمع شدن به عنوان يك كتاب منافات ندارد . چون آنها را نمىتوان به يكديگر متصل كرد ؛ يعنى چگونه مىشود چوبها را به يكديگر دوخت ؟ يكپارچكى تأليف هر چيز به مناسبت خود آن مىباشد .
--> ( 1 ) - بحار الانوار ، ج 92 ، ص 40 .