الشيخ محمد علي الگرامي القمي

59

درسهائى از علوم قرآن (فارسى)

الرحمن الرحيم فيعرف انّ السّورة قد ختمت و ابتدأت سورة اخرى « 1 » ؛ « ابن عباس مىگويد : پيامبر با نازل شدن « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » مىفهميد كه سورهء قبلى به پايان رسيده و سورهء ديگرى شروع شده است . » آيا اين همه روايات ، به ارزش رواياتى كه مىگويد : عمر و ابوبكر و . . . قرآن را جمع كردند نيست . علاوه بر اين كه آن روايات خالى از اشكال نبودند ؛ چگونگى جمع قرآن توسط حضرت على - عليه السّلام - حتى در مورد رواياتى كه در كتب شيعه راجع به جمع آورى قرآن توسط حضرت على - عليه السّلام - نقل شده است ، گفتيم شواهدى در خود روايات است كه حضرت على - عليه السّلام - قرآن را جمع آورى نكرده است ، بلكه تفسير قرآن و شأن نزولهاى آيات را گرد آورده‌اند . بحار از خصال نقل مىكند . عن جابر قال : سمعت رسول اللّه يقول : يحيى يوم القيمة ثلاثة يشكون : المصحف ، و المسجد ، و العترة ، يقول المصحف : يا ربّ حرّقونى « 2 » و مزّقونى ، و يقول المسجد : يا ربّ عطّلونى و ضيّحونى ، و تقول العترة : يا ربّ قتلونا و طرّدونا و شرّدونا « 3 » . . . ؛ جابر مىگويد : از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود : روز قيامت مصحف و مسجد و عترت به خدا شكايت مىكنند . مصحف مىگويد : خدايا مرا سوزاندند و مرا پاره پاره كردند . و مسجد مىگويد : خدايا مرا ابطال و ضايع كردند و عترت مىگويد : خدايا ما را كشتند و طردمان كردند . » اگر قرآن خودش پاره پاره باشد ، ديگر « مزّقونى » معنا ندارد . شما ببينيد كه عترت با اين كه نور واحد و روح واحدند ، ولى چون عددشان جداست ، ضمير جمع آورده

--> ( 1 ) - المستدرك ؛ الحاكم ؛ كتاب الصلاة ، ج 1 ، ص 231 ؛ تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 27 . ( 2 ) - در بحار « حرفونى » دارد . ( 3 ) - بحار الانوار ، ج 92 ، ص 49 ، ح 9 ؛ خصال ، ج 2 ، ص 10 .