الشيخ محمد علي الگرامي القمي
53
درسهائى از علوم قرآن (فارسى)
ولايت ، كتابهاى آسمانى داده شد و به ولايت ، ايمان روشن مىشود . پيامبر امر كرده كه به قرآن و اهل بيت اقتدا كنيد . و اين امر را در آخرين خطبه خود فرمودند : « من دو چيز گرانبها نزد شما مىگذارم : يكى « ثقل اكبر » ، كه كتاب خداست ، « و ثقل اصغر » ، كه اهل بيت من است . پس تا زمانى كه به اين دو چنگ زنيد ، گمراه نخواهيد شد » . شاهد ما در اين روايت اين جملهء حضرت است كه مىفرمايد : « فامّا الاكبر فكتاب ربّى » . ثقل اكبر ، كتاب خداست . ما كتاب را به چه مىگوييم ؟ آيا به يك سرى چيزهاى پراكنده كتاب مىگوييم ؟ اگر كسى در خانهاش چند صد ورق كاغذهاى نوشته شدهء پراكنده باشد ، مىگوييم او كتاب نوشته است ؟ ! صدق كتاب زمانى صحيح است كه تدوين و جمع آورى شده باشد . روايت دوم : در بحار از تفسير عياشى « 1 » نقل مىكند : عن سعد الاسكاف قال : سمعت ابا جعفر - عليه السّلام - يقول : قال رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - اعطيت الطّوال مكان التوراة ، و اعطيت المئين مكان الانجيل ، و اعطيت المثانى مكان الزّبور ، و فضّلت بالمفصّل : سبع و ستّين سورة « 2 » . « امام باقر - عليه السّلام - فرمودند : كه پيامبر فرمود : سورههاى طولانى را به جاى تورات و سورههاى صد آيهاى را به جاى انجيل ، و سورههاى كمتر از صد آيه را به جاى زبور به من اعطا كردند . » و علاوه بر اينها خداوند با دادن سورههاى مفصّل ( يعنى سورههاى كوتاه ، سورههايى كه زود به فصل يعنى بسم اللّه الرحمن الرحيم مىرسد ) . كه 67 سوره است مرا برترى داد . اگر در اين روايت دقّت شود ، مىبينيد كه اين نظم سورهها در روايت ، عين نظم سورهها در قرآنى است كه در دسترس ماست : ابتدا سورههاى
--> ( 1 ) - تفسير عياشى و لو اسناد رواياتش حذف شده و فقط آخرين راوى را در بيشتر رواياتش ذكر كرده ولى در واقع اسناد داشته . و بعضى شواهدى پيدا كردهاند كه تفسير عياشى با كل اسناد در روايات بوده است . منتها بعدا به دليل مفصل بودنش اسناد را حذف كردهاند ، كه آن تفسير اوّلى كه با اسناد بوده به دست ما نرسيده است . ( 2 ) - بحار الانوار ، ج 92 ، ص 27 ، ح 31 ؛ تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 25 .