الشيخ محمد علي الگرامي القمي
12
درسهائى از علوم قرآن (فارسى)
اجازه مىگرفت تا پيش پيامبر بيايد . و مانند يك برده در مقابل پيامبر مىنشست . اين كه حالت « غشوة » به پيامبر دست مىداد زمانى بود كه بدون واسطه ، خداوند با او ارتباط برقرار مىكرد . عظمت حضرت حق بود كه پيامبر را به چنين حالتى در مىآورد . اين گونه نيست كه بگوييم حالا اگر پيامبر عرب پيدا نشد ، از جاى ديگرى پيامبرى اختيار كنيم . بلكه از ازل براى چنين پيامبرى برنامهريزى شده بود . البته اين گفتهها مفاد احاديث هم هست . حديثى است كه اهل سنّت نقل كردهاند ، كه به صورت ديگرى ، در كتب شيعه هم وجود دارد كه پيامبر اكرم ( ص ) فرمودند : « انّ اللّه اختار آدم فاختار بنى آدم ، فاختار العرب فاختار القريش فاختار بنى هاشم فاختارنى » . « 1 » اين حديث ، در كتابهاى ادبى درسى هم آمده است . تمام مقدمات عالم ، طورى چيده شد تا چنين عصارهاى به وجود آيد . شايد مراد از آيهء « وَ الْعَصْرِ » هم همين باشد . قرآن بايد محفوظ بماند و بايد نزد انسانى معصوم نگاهدارى شود . و آن پيامبر معصوم هم عرب است . به ناچار قرآن هم بايد عربى نازل شود . ممكن است ، پرسيده شود كه پيامبر علم لدنّى دارد ، به تمام زبانها آگاه است . قرآن هم كه براى هدايت تمام بشريّت است ، خداوند قرآن را به يك زبان ديگرى غير از عربى نازل مىكرد ؟ آن وقت مردم ديگر هم مىفهميدند ائمه هم كه مانند پيامبر به تمام زبانها آگاه بودند و مىتوانستند بعد از پيامبر ، مبيّن احكام الهى باشند . همان گونه كه در روايت دارد حضرت رضا ( ع ) به راوى فرمود : « مأمون براى خجل كردن من جلساتى برقرار مىكند ، ولى وقتى ديد كه من با عجمها به زبان عجم ، با روميها به زبان رومى ، با فارسها به زبان فارسى ، با يهوديها به زبان عبرى صحبت مىكنم . خودش خجل مىشود . » جواب اين سؤال هم روشن است . زيرا معنى ندارد كه قرآن در يك محلى نازل
--> ( 1 ) - مستدرك ، كتاب معرفة الصحابة ، 4 / 73 .