الشيخ محمد علي الگرامي القمي
98
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)
ماهيات چون بيان كنندهى مرزهاى وجود اشياء هستند ( اسماء ) به تبع وجودات تحقق اعتبارى وبالعرض دارند ؛ مانند حدود يك منزل كه جدا از اساس و بنيان منزل تحققى ندارند . بحث اصالت وجود به ما مىفهماند كه همهى بحثهاى فلسفى ما بايد بر اساس وجود باشد . البته به نظر دقيق ماهيت تحقق تبعى و فرعى دارد ، نه اصالت ، و نه اعتبار و مجاز و عدم تحقق اصلًا . يعنى حسن همانطور كه وجود دارد انسان هم هست ، واقعاً انسان است ، و انسان همان ماهيت است . ليكن انسانيت به تبع وجود است . نتايج بحث اصالت وجود 1 - يكى از نتايج اين بحث اين است كه ديگر مىدانيم كه همهى احكام و محمولات ماهيات ، به واسطهى وجود به ماهيت داده مىشوند . زيرا اگر وجود ( خارجى يا ذهنى ) نباشد ، ماهيتى هم در كار نيست كه حكمى داشته باشد . حتى وقتى مىگوييم كه عدد چهار جفت است ( كه زوجيّت خاصيت ذاتى مفهوم عدد چهار مىباشد ) ، ثبوت صفت زوجيت براى عدد چهار به واسطهى وجود است . اگر وجود نباشد ؛ نه عدد چهار تحققى دارد و نه صفت زوجيت ، و نه ثبوت يكى براى ديگرى . 2 - ديگر اين كه چون وجود ، اصل در واقعيت است ، شخصى است و احكامى كه مربوط به كليات است ، ندارد . مثل كلى و جنس و فصل بودن و كم و كيف بودن و . . . اينها همه از خصوصيات مفاهيم و ماهيات هستند . وجود كه چون عين واقعيت است ، تشخص دارد ، عناوين و خصوصيات مفاهيم كلى را ندارد . 3 - ديگر اين كه وجود ، مثل و ضد ندارد . زيرا در برابر اصل هستى