الشيخ محمد علي الگرامي القمي
62
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)
ولى عارض بر اشياى ديگر هستند ، چون مفهوم سپيدى و سياهى و . . . قسم اول كه اساساً قابل يك بحث فلسفى نيست كه دربارهى جهان عينى تحقيق مىكند . قسم دوّم و سوّم قابل بحث هستند ولى بايد دقت كرد كه اين مفاهيم اگر تحقق عينى پيدا نمىكردند ، باز هم قابل بحث بودند ؟ روشن است كه پاسخ منفى است . و بنابراين بايد منشأ اعتبار آنها را مورد بحث قرار داد كه همان تحقق و عينيت و هستى آنهاست ( كه سخن در تعبير نيست ، به هر تعبير كه بگوييد ، تحقق و عينيت و هستى و شيئيت و . . . همه يك چيز هستند ) . بدين حساب اوّلين بحث ما در فلسفه دربارهى هستى است . براى تحقيق دربارهى هستى بهتر است كه مستقيماً خود هستى عام را مورد توجه قرار دهيم و مفهوم و سپس حقيقت آن را بررسى نماييم . روشهاى فلسفى معاصر همانطور كه ديدهاى مختلفى دارند ، از نظر نقطهى آغاز هم با يكديگر اختلاف دارند . مثلا ادموند هوسرل آلمانى ( 1938 - 1859 م ) مؤسس مكتب فنومنولوژى ( پديدهشناسى ) ديد ماهوى دارد و از ماهيت و چيستى بحث مىكند « آن چه بىواسطه داده شده است » . « 1 » نامبرده و ساير پيروانش چون الكساندر پفندر ( 1941 - 1870 م ) و اوسكاربكر ( 1954 - 1889 م ) و ماكس شلر ( 1928 - 1874 م ) ماهيت را موضوعيت داده و چيستى يعنى محتواى معقول پديدهها را مورد بحث و توجه قرار دادند و بدين جهت از دانشهاى طبيعى صرف نظر كردند و در جهت مخالف تجربهگرايى قرار گرفتند ، و با فلسفهى قرن نوزدهم نيز كه ماهيت قائم به ذات و همچنين امكان شناخت يك ماهيت را معتبر نمىدانستند ، مخالفت كردند .
--> ( 1 ) - / فلسفهى معاصر اروپائى ، به قلم يوخنسكى ، توضيح بيشتر اين فلسفه را در كتاب مزبور ببينيد