الشيخ محمد علي الگرامي القمي
44
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)
نقل است كه گاهى بر دل و قلبم پردهاى همچون قطعههاى ابر مىافتد و من هفتاد مرتبه استغفار مىكنم . « 1 » البته بديهى است كه منظور از پرده و استغفار از آن در اين گونه احاديث پردهى معاصى معمولى و استغفار از آنها نيست . بايد در اين مرحله آن قدر بالا رفت كه انسان ، واقعيت را واقعاً ببيند و گرنه اشتباه بسيار مىشود و خيالات و اوهام ، واقعيتها را تحريف مىكند . همچون خواب و حالت كشف و شهود كه احياناً بين خواب و بيدارى دست مىدهد و اگر ثابت شود كه از همان نوع خواب صحيح و شهود كامل است ، مسلماً بالاترين و بهترين نوع درك احساسى واقعيت است ، ليكن اگر اشتباه شود ، خطراتى به بار مىآورد . و مهم اين كه تشخيص اين را هم خود فرد بايد بدهد . براى اين تشخيص ، حالت انقطاع از خلق به حق لازم است . و آن هم به اختيار انسان كمتر حاصل مىشود و تنها برخى اولياء اللَّه خود جلو مىافتند و از خلق منقطع مىشوند ، آن هم به طور مثبت و نه منفى . در افراد ديگرى كه احياناً مورد الطاف خفيهى الهى قرار مىگيرند ، فقط مقدمات بعيدهى اختيارى از خودشان مىباشد ، ولى حالت زدگى از خلق از راه لطف به آنها جبراً تحميل مىشود آن هم براى حصول همان انقطاع مثبت ، تا بتوانند براى جامعه خود مثبت باشند . ليكن بايد توجه داشت كه تمييز انقطاع مثبت از منفى در اين مرحلهى انقطاع تحميلى و عمل طبق مثبت آن نيز كارى مشكل است . از كسانى كه برخى عرفا ادعا كردهاند و يا دربارهى آنها گفته شده است
--> ( 1 ) - / ( انى ليغان على قلبى و انّى استغفراللَّه كل يوم سبعين مرة ) ؛ شرح سيد عليخان بر صحيفهىسجاديه . در برخى روايات در كتاب شريف كافى ، صد مرتبه استغفار آمده است