الشيخ محمد علي الگرامي القمي
34
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)
مگر خود قرآن بر برهان و دليل عقل تكيه نكرده است ؟ آيا تسبيح كل جهان براى خداوند را مىتوان با علوم طبيعى فهميد ؟ و يا شعور همهى جهان نسبت به علت خويش از مباحث علوم طبيعى است ؟ شما اين تعبيرات روايات و آيات را چگونه با علوم طبيعى توجيه مىكنيد : هو اللَّه احد ، اعوذ بنور وجهك الذى اضائت له السموات والارضون ، يافاقد كل مفقود ( دعاى ماه رجب ) ، كل مسمى بالوحدة غير قليل ( نهجالبلاغه ) ، و من حده فقد عدّه ، لا يقال متى ، ولا يضرب له امدٌ بحتى ، الظاهر لا يقال مما ، والباطن لا يقال فيما ، لا تحدّه الصفات ، بتجهيره الجواهر عرف ان لا جوهر له . . . » . « 1 » تحقيق در اين مطالب فقط با روش عقلى ميسر است . البته فلاسفه محقق اسلام هم به متون مذهبى توجه دارند و از آن استفاده مىكنند . نهايت اينكه چون در مباحث عقلى تعبد معنى ندارد ، استفاده از ادلهى نقلى در اين گونه مباحث در حدّ راهنمايى به واقعيت است نه به عنوان تعبد و حجيت . البته اختلاف نظر در نوع برداشت از متون مذهبى وجود دارد و ممكن است مثلا صدرالمتألهين از آيات قرآن مربوط به معاد مطلبى برداشت كند كه ما آن طور برداشت نكنيم ؛ ليكن اين اختلاف نظرها در همهى علوم بهخصوص علم فقه وجود دارد و اين خود نشانهى دمكراسى فكرى اسلام است و موجب طرد گروهى خاص نمىباشد . اين است كه در فلسفه هم تفكرات مختلفى وجود دارد و فى المثل عقيدهى به قدم و ازليت جهان ( اعم از طبيعت ) كه نزد غزالى موجب تكفير مىشود ، نزد بسيارى از فلاسفه كمال توحيد مىباشد . برخى از اين گونه مخالفين فلسفه ، كه از جنبهى مذهبى با فلسفه
--> ( 1 ) - / ر . ك : خدا در نهج البلاغه : نوشتهى مؤلف