الشيخ محمد علي الگرامي القمي
29
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)
در اين علوم فقط از عوارض ذات موضوعات مسائل بحث شود . موضوعات مسائل به جهت روابطى كه با يكديگر دارند به موضوع واحد برمىگردند . و بنابراين در علوم عقلى برهانى ، موضوع معينى داريم و امتياز علوم هم با همان موضوع مىباشد . البته از اين نظر كه موضوع هر چند با وساطت موضوعات مسائل ، جزو مسائل علم مىباشد ، مىتوان گفت تمايز علوم به نفس مسائل است . ليكن اگر گفته شود تمايز علوم به نفس مسائل است ، مىتوانيم بپرسيم هر مسئله سه جزء دارد موضوع و محمول و نسبت ؛ كدام يك را مىگوييد تمايز را با محمولات مسائل مىگيريد يا موضوعات يا نسبتها . البته ، آن چه گفتيم درباره علوم عقلى برهانى بود . در علوم ديگر به قياس روش علوم برهانى مىتوان گفت موضوع واحدى مىخواهند ليكن برهان و دليل روشنى ندارد و صرفاً به روش علوم عقلى در اينها هم اينطور گفته مىشود . و مىتوان گفت تمايز آنها با سنخيت وحدت مسائل آنها مىباشد . برگرديم به اصل بحث : موضوع فلسفه ، وجود و دو مقابلش ( عدم و ماهيت ) است كه در فلسفه دربارهى آنها بحث مىشود . بحث از معاد هم در حقيقت بحث از عوارض وجود است كه حركت صعودى وجود طبيعى چگونه مىباشد . هدف هدف از فلسفه آگاهى به جهان است كه يكى از كمالات بزرگ انسانى است . همه آگاهىهاى ديگر در صورتى ارزش دارند كه در ارتباط با آگاهى