الشيخ محمد علي الگرامي القمي
26
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)
6 - محمولى كه به واسطهى چيزى خارج از موضوع ، ولى اخص از آن بر موضوع عارض شود . چون بعضى حيوانها ضاحك هستند يعنى آنها كه انسانند و چون انسانند . 7 - محمولى كه به واسطهى چيزى خارج از موضوع ، ولى مباين با آن بر موضوع عارض شود . چون آب داغ است يعنى آبهايى كه مجاورت با آتش دارند . به همين جهت قدما مىگفتهاند هر محمولى كه بدون واسطه يا باواسطهى جزء مساوى يا خارج مساوى عارض بر موضوع شود ، عرض قريب و ذاتى است و باقى عرض غريب و غير ذاتى هستند . ولى متأخرين معتقدند كه وساطت جزء اعم نيز ضررى به ذاتى بودن نمىزند . « 1 » از تقسيمبندى مزبور دربارهى عوارض و امتياز دادن عرض ذاتى از غريب مىتوان دريافت نمود كه اختصاص دادن عرض ذاتى به اقسام مزبور براى اين است كه تصور مىكردهاند در اين اقسام محمول رابطهى مستقيمى با موضوع دارد و بدون نياز به دليل ديگرى براى موضوع ثابت است و بنابراين بهتر است كه عرض ذاتى را اين طور تعريف كنيم محمولى كه مقتضاى موضوع است بنفسه . يعنى اگر موضوع به خودى خود محمول را اقتضا كند و نيازى به دليل ديگرى جز دقت در خود موضوع نباشد ، محمول مزبور عرض ذاتى است . « 2 » و بنابراين محمول بىواسطه يا باواسطه جزء مساوى و حتى باواسطه جزء اعم ذاتى است . زيرا به هر حال به اقتضاى نفس ذات است و دليل ديگرى نمىخواهد ؛ ولى محمول به
--> ( 1 ) - / مير سيد شريف جرجانى و قطب رازى و محقق لاهيجى در شوارق گفتهاند كه حق با قدماست ر . ك : مقصودالطالب ، ص 74 ( 2 ) - / اين تعريف از كتاب برهان ابن سينا استفاده مىشود و اينجانب نيز در كتاب المنطق المقارنهمين را به كار بستهام