الشيخ محمد علي الگرامي القمي
25
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)
خود سه قسم است : الف محمولى كه مساوى با معروض باشد . مانند هر درككنندهى كليات درك امور غير عادى را نيز دارد ( اين موضوع و محمول با هم مساوى هستند و همه جا با هم صدق مىكنند ) ب محمولى كه اعم از موضوع خود باشد . مانند درككنندهى كليات حيوانيت هم دارد ج محمولى كه اخص از موضوع خود باشد . مانند حيوان درك كليات مىكند . ( يعنى برخى حيوانها ) . 2 - محمولى كه با واسطه بر موضوع خود حمل مىشود و واسطهى آن هم جزء اعم خود موضوع است . مانند انسان جاگير و اشغال كنندهى فضاست ؛ كه علت حكم مزبور جسم بودن انسان است كه جزء ذات آن است ، آن هم جزئى اعم كه در اجسام ديگر نيز هست . 3 - محمولى كه به واسطهى جزء مساويش بر موضوع حمل مىشود . مانند انسان امور غير عادى را درك مىكند و چون انسان درك كليات عادى را دارد پس غير عادى را نيز درك مىكند و درك كليات جزو ذات انسان است . انسان را « حيوان ناطق » تعريف كردهاند ؛ يعنى حيوان درك كنندهى كليات . « 1 » 4 - محمولى كه به واسطهى چيزى خارج از موضوع ، ولى مساوى با آن عارض بر موضوع شود . چون ادراك كنندهى كليات شگفتى هم دارد . يعنى چون امور غير عادى را هم درك مىكند . 5 - محمولى كه به واسطهى چيزى خارج از موضوع ، ولى اعم از آن بر موضوع عارض شود . چون بعضى چيزهاى سفيد متحرك هستند يعنى آنها كه جسم هستند و چون جسم هستند .
--> ( 1 ) - / اين اصطلاح اهل منطق و فلاسفه بوده ، و گرنه نطق در لغت به اين معنى نيامده است . حتى قدماى علما اين اصطلاح را نداشتهاند . مقصودالطالب ، به قلم مؤلف كتاب