الشيخ محمد علي الگرامي القمي
17
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)
به عنوان نمونه اين گفته مرحوم حاجى سبزوارى رحمه الله را در منظومه ببينيد : نُه فلك داريم . اول فلك اطلس و دوم همان فلكى است كه حركتى بطئى و كند دارد . ولى فلك اول حركتى سريع دارد كه وقتى شما يك كلمهى « واحد » را تلفظ مىكنيد ، فلك مزبور 2700 ميل از سطح فلك دوم را مىپيمايد « 1 » اساس اعتقاد به فلك و اندازهى حركتش و مقياس آن با تلفظ كلمهى واحد ( كه معلوم نيست با چه سرعتى تلفظ شود ) مسائلى غير برهانى هستند . ارسطو اوّلين كسى است كه مسائلى كلى دربارهى جهان هستى را كه در علوم ديگر نيست جمع كرد و فهميد كه محور همهى اين مباحث « موجود بما هو موجود » مىباشد . امتياز اين علم را از ديگر علوم با همين امتياز در موضوع دانست ؛ ولى اين مسائل كلى دربارهى وجود بعدها توسعه بيشترى پيدا كرد . مابعد الطبيعه ابن سينا را از همان قرنهاى اوليه اسلام با مابعدالطبيعه ارسطو مقايسه كنيد تا توسعه مزبور تا حدودى معلوم شود . كتابهاى فلسفى ديگر مسلمين ، بهخصوص اسفار مرحوم صدرالمتألهين در اين قرنهاى اخير شاهد خوبى بر توسعهى بسيار زياد مسائل كلى فلسفه در نسبت با مباحث اوليه فلسفه مىباشد . در عصر جديد اروپا از قرن 16 به بعد كه دوران رنساس شروع شد ، با فلسفه مخالفت شد . دكارت فرانسوى و بيكن انگليسى اشكالاتى به روش استدلال قياسى گرفتند و شناخت جهان را تنها بر پايهى تجربه ممكن دانستند و لذا طبيعيات را بهكلى وارد علوم تجربى كردند و رياضيات را هم نيمه تجربى دانستند . عده از اروپائيان براى جبران كمبود حاصل از نفى
--> ( 1 ) - / والفلك الكلّي تسعه وذى . اوّلها الاطلس ثانيها الذي . حركة بطيئة تضاف له . وبالسريعة اخصصنّاوّله . يقطع حيث لفظ واحد قيلا . من سطح ثان هق قصوميلًا . ( منظومه حكمت )