الشيخ محمد علي الگرامي القمي

102

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)

ندارد ، مثل انسان ، انسان است ؛ ولى حمل شايع ، مثل حسن انسان است . ) انسان ذهنى ، انسان به حمل شايع نيست ، بلكه انسان به حمل اولى است و فقط مفهوم انسان است نه واقعيت انسان . بنابراين ماهيت هم مثل وجود است كه وجود علميش از وجود واقعيش جداست . انسان ذهنى ، واقع انسان نيست . مفهوم وجود ذهنى هم واقع وجود نيست و فقط مفهوم وجود است . . . با دقت بيش‌تر روشن مىشود كه ماهيت در خارج هم چيزى نيست و بنفسه هيچ‌گونه واقعيتى ندارد مگر به تبع وجود . در خارج هم انسان واقعى چيزى جز مرتبه‌ى خاص وجود نمىباشد . از نظر عميق فلسفى مفهوم و ماهيت بنفسه و از خود ، هيچ‌گونه حقيقت و تحققى ندارد . 12 - همان‌طور كه پيش از اين هم اشاره كرديم ، بحث اصالت وجود به اين صورت عميق و گسترده ، تا آن‌جا كه ما اطلاع داريم ، در فلسفه‌هاى غربى مطرح نيست . اگزيستانسياليسم هم ( چه الحادى و چه توحيدى ) آن اصالت وجود را نمىگويد ، اصالت وجود انسان را مىگويد ، يا اصالت خصوصيات وجودى انسان را . منظور از اصالت در مكتب مزبور ، تقدم وجود انسان بر ماهيت آن است ، نه اصالت مقابل اعتبار . ما ماهيت را اعتبارى انتزاعى مىدانيم و نه واقعى ، اما آن‌ها واقعى مىدانند ، منتها در مرتبه‌ى متأخر از وجود . البته با نظر دقيق ، ما هم براى ماهيت تحققى قائل هستيم ليكن به طور تبعى . اين كه در بسيارى عبارات معتقدين به اصالت وجود آمده كه ماهيت تحقق بالعرض و المجاز دارد و حقيقة هيچ واقعيتى ندارد صحيح نيست ، حق با مرحوم صدرالمتألهين در چندين جاى اسفار است كه وجود تبعى به تبع ماهيت دارد نه اين كه نسبت تحقق به ماهيت مجاز باشد . حقيقت هم