الشيخ محمد علي الگرامي القمي

74

مذهب (فارسى)

همين جهت حقيقت مطلق و ادراك صحيح كامل نداريم . حقيقت نسبى است بلكه اساساً شناخت و ادراك و حقيقت همين است ، حقيقت يعنى وقوع ادراك در شرايط خاص آن ، اساساً خطا و اشتباه هم ، معنى ندارد . زيرا اگر هم بر خلاف ادراك ديگران در همان شرايط باشد باز حتماً علتى داشته كه بر خلاف ديگران فهميده است ، و باز هم ادراك متناسب با شرايط خاص خودش بوده است و بنابراين نبايد بگوئيم حقيقت نسبى است زيرا اصلًا شناخت و حقيقت همين است . ( نسبى جائى گفته مىشود كه مطلقى هم تصور شود و اينجا جز اين امكان ندارد ) . به هر حال اينها مىگويند : « از پدر و مادر مادى جز فرزند مادى متولد نمىشود ، معنى ندارد علم مجرد باشد با اينكه از محيط مادى و شرايط خاص اعصاب ادراكى به وجود آمده است » . ولى دقت كنيد ! در اين بيان چيزى جز همين كه : معنى ندارد از پدر و مادر مادى چيزى غير مادى به وجود آيد ديده نمىشود ، آيا اين برهان است ؟ وقتى گفتيم معنى ندارد واقعاً بى معنى مىشود ، ما وجود هر چيزى را با خواص و آثارش مىشناسيم بايد ببينيم آيا علم آثار ماده را دارد ؟ ماده ( هر ماده‌اى باشد ) قابل تقسيم است ، ماده حركت دارد و تغيير مىكند ، ماده ، كوچك و بزرگش قابل انطباق بر هم نيستند ، هرگز نمىتوانيد اين كتاب كوچك را طورى روى همهء اين فرش بزرگ قرار