الشيخ محمد علي الگرامي القمي

37

لو لا على (ع) (فارسى)

كه وجودى جدا و مجرد است و در بدن نيست ، نفس جلوه‌اى از روح است و عبارت است از : مقام فعل وتدبير روح كه همان مقام مديريت روح از بدن است ، بدان نفس مى گوييم ، كه نفس همان فعل روح است . ، نور به وجود در مراحل قبل از طبيعت گفته مىشود ، همه ما در عالم انوار بوده ايم قبل از اين عالم طبيعت ، لكن وقتى نور ما به اين عالم امده گرفتار ظلمت شده و تنها ، نور اهل بيت ( ع ) سالم مانده است « اشهد انك كنت نورا فى الاصلاب الشامخهء و الارحام المطهره لم تنجسك الجاهليهء » همه ما نوردر عالم تجرّد بوده‌ايم ، ولى مهم بقاء به همان نورانيت در طبيعت است . فقط درباره اهل بيت ( ع ) است « لم تنجسك الجاهليهء بانجاسها و لم تلبسك من مدلهمات ثيابها » اين درباره اهل بيت ( ع ) است . اين تعين نورى مربوط به پيش از طبيعت است . شاعر فارسى اهل عرفان مذكور دربارهء على ( ع ) اشعارى گفته كه توجه دقيق به معانى آنها مفيد است : يكى به نيّات خويش اگر تاملى كنى * به بندگيهاى سست كجا توسل كنى چاره نه جز خويش را منقطع از كل كنى * به مهر مبسوط كل اگر توكل كنى