الشيخ محمد علي الگرامي القمي

24

لو لا على (ع) (فارسى)

كه اين تركيب در بشر چه چيزهايى را به وجود مى آورد ؛ اصل آن ، حيوان ناطق بود ، ولى الآن آيا بقر است يا غنم ، يا حمار ، يا فرشته ؟ و تمام اينها ، به پس از ناطقيت مربوط است . پس از نظر دلالت درعالم الفاظ وعبارات ، درجاتى هست كه به طورمثال « نوس » دلالتى دارد و حيوان ناطق هم دلالتى دارد ، ولى اتمّ از اين دو ، تعريفى است كه همه‌ى اين مراتب را ذكر كند . خود وجودات هم در دلالت بر ذات خداوند درجاتى دارند ، ما همگى علايم وجودى خدا هستيم و حتى ذرات وجودى ما و ذرّات عالم امكان ، خصوصياتى كه در كهكشانها و در منظومه شمسى است ، در يك ذره‌ى اتم هم هست ، در هر ياخته‌ى وجودى ما و هر سلول بدن ما ، تشكيلاتى شبيه اتم و كهكشان هست ولى اين دلالت با تمام دلالت مهمّى كه دارد ، در برابر دلالت اسماء حسناى خدا و كلمات تامه ، چيزى نيست ، آنها كلمه هستند ، اسم واقعى هستند ودلالت تامه دارند ، ولى معلوم نيست خود آنها با يكديگرتفاوت بالذات داشته باشند ، مطالبى كه درباره ى پيغمبر ( ص ) و اهل بيت ( ع ) داريم ، بعضى كالصريح است دراينكه ما فرقى نداريم از جمله ، اين سه روايت در كافى ، ج 1 ، ص 275 ؛ « نحن فى الامر و الفهم والحلال والحرام