الشيخ محمد علي الگرامي القمي

121

لو لا على (ع) (فارسى)

هست . به مرد گفت : اى دشمن خدا ، فكر مىكنى معصيت مىكنى و خدا تو را مستور مىدارد ؟ مرد گفت : يا امير ! اگر من يك خطا كردم شما سه خطا كردى ، خدا فرموده : « ولاتجسّسوا ؛ تفتيش نكنيد . ولى تو تجسس كردى ، و خدا فرموده : « وأتوا البيوت من ابوابها ؛ از در وارد خانه شويد . ولى تو از ديوار بالا رفته و وارد خانه شدى ، و خدا فرموده : « فاذا دخلتم بيوتاً فسلّموا ؛ وقتى به خانه‌اى وارد شديد سلام دهيد » ولى تو سلام ندادى . ونيز عمر گفت : « دو متعه در زمان پيامبر حلال بود و من آن دو را حرام مىكنم و مرتكبين آن را مجازات مىكنم ؛ متعه زنان و حج تمتع . . . . » . ابن ابى الحديد پس از نقل اين جريان مىگويد : عمر در اخلاق خود نيز تنديها داشت و كلماتى مىگفت كه معناى متعارف آن را قصد نداشت ! از آن جمله كلامى بود كه در هنگام بيمارى پيامبر ( ص ) گفت و پناه برخدا اگر ظاهر آن كلمه را اراده كرده باشد و . . . ( ملاحظه كرديد چه كسى آن گستاخى را به پيامبر نموده ؟ ) . راستى چرا مسلمانان چنين كردند و جامهء خلافت بر تن چنين كسانى پوشاندند ؟ چرا در عصر پيشرفت علم ودانش كسانى به پيروى آنها اصرار دارند ؟ آيا ابوحنيفه - كه ساليان دراز پس از