الشيخ محمد علي الگرامي القمي

119

لو لا على (ع) (فارسى)

نقل مىكند كه عمر بن خطاب براى مردم خطبه‌اى خواند و گفت : هر كس از قرآن سؤالى دارد از ابىّ بن كعب بپرسد و هر كس از حلال و حرام سؤالى دارد از معاذ بن جبل بپرسد و هر كس از ارث سؤالى دارد از زيد بن ثابت بپرسد و هر كس از اموال سؤالى دارد از من بپرسد من خزانه‌دار مال هستم . و بنا به نقل ديگر : خدا مرا خزانه‌دار و تقسيم كنندهء مال قرار داده است . معناى اين دستور اينست كه كسى حق ندارد از على ( ع ) سئوال كند ! چه قدر بشريت از جريان سقيفه خسارت ديد كه على ( ع ) با آن‌همه فضائل و علوم الهى خانه‌نشين شد و اينها بر سر كار آمدند ! كنزالعمال در ج 11 ص 58 و بيهقى در سنن ج 6 ص 245 از عبيدهء سمانى نقل مىكند كه دربارهء احكام مربوط به ارث جدّ صد حكم متناقض شنيدم كه هر يك ديگرى را نقض مىكرد ! ابن ابى الحديد در ج 1 ص 141 و . . . مىگويد : بسيار اتفاق افتاد كه عمر حكم مىكرد و سپس به ضد آن فتوى مى داد . دربارهء ارث جد با برادران ميت احكام گوناگونى داشت ، بعدها از دادن حكم در اين مسأله پرهيز مىكرد و مىگفت هر كه مىخواهد به طبقات جهنم در آيد دربارهء جدّ به رأى خود بگويد . يك مرتبه اعلام كرد كه اگر يك زنى مهريه‌اش از مهريهء زنان پيامبر بيشتر شود من آن را از آن زن خواهم گرفت ، زنى به او گفت : خدا چنين