الشيخ محمد علي الگرامي القمي
53
جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى)
توان سلب نمو دارد نه تبديل آن به چيز ديگر ) پس در اين صورت ناچار بايد گفت : هر چيزى متوجه كمال خودش است و كمال مقتضاى بالذات است بر خلاف فساد كه مقتضاى بالعرض است ( يعنى مقدمه است براى كمال بعدى ) ، بنابراين ، خود شىء موجب ابطال خود مىشود . ولى ابطال ، مقصود وى نيست بلكه مقدمهاى براى كمال بعدى است . نتيجه اين كه علت تبدل صور در خود يك شىء است يعنى حركت در جوهره و ذات يك شىء مىباشد . دليل نهم « 1 » در جلد چهارم اسفار ، بيانى به صورت اشراقى ارائه گرديده و در ضمن مثالى چنين بيان شده است : اگر طفلى را در نظر بگيريم كه هيچ درك و شناختى نداشته و از نظر بدن و نفس كامل نباشد و اين طفل با انسان كامل كه داراى قدرت علمى و بدنى است مقايسه گردد ، به نظر مىرسد كه اختلاف آن دو ، تنها در عوارض است ؛ آن دو از حيث كم ، كيف ، وضع و اين تفاوت دارند . آيا واقعاً اختلاف آن دو فقط در عوارض است . تفاوت در عوارض آن كه معلوم و بديهى است و كسى منكر آن نيست ، ليكن تفاوت اساسى در جوهره ذات و حركت تكاملى و يا حركت ذبول و نقصان است . بديهى است كه اعتقاد تفاوت عرضى فقط ، باطل است و اين مطلب بديهى است . مرحوم صدرا اين مطلب را چنين طرح مىكند : « . . . ان العقل الصافى والذهن السليم ، يحكم بان التفاوت فى هذه المراتب الانسانيه ليس بامور عرضيه
--> ( 1 ) - اين دليل به صورت برهان فكرى نيست بلكه از اشراقى و حدسى است . گويا اين دليل در نزد مرحوم صدرا بديهى بود و لذا صورت برهان به آن نداده است