الشيخ محمد علي الگرامي القمي
33
جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى)
مراحل آن در يك آن نيست ، با آمدن مرحلهاى ، مرحله پيشين از بين مىرود ، لذا عدهاى گفتهاند حركت قطعيه نداريم ، چون در آن قسمتى است كه بقا ندارد و قسم پيشين آن از بين رفت و قسم بعدى هم كه نيامده و الآن هم يك حال وسط است . اين مطلب ، نادرست به نظر مىرسد ، چون امر متصل است و امر متصل از اول تا آخر يكى است و وجود هر جزء در حقيقت وجود همان امر واحد متصل است . به عنوان مثال : اگر شخصى از در اتاق وارد شود ، اجزاى بدن او مثل دست و پا و . . . به طور جزء جزء وارد مىشود . در اين هنگام آيا مىتوان گفت كه چون اجزاى او مرحله به مرحله وارد اتاق مىشود و با رفتن جزئى ، جزء ديگر مىآيد پس ورود اين شخص متحقق نشده است ؟ ! خير ، چون وجود اين شخص يك امر واحد است ، وجود و عدم هر يك از اجزا ، وجود و عدم اين امر واحد است نه آن كه وجود و عدم ، هر جزء به طور مجزّا باشد . بنابراين ، به نظر ما حركت قطعيه وجود دارد ولى اينطور نيست كه همه اجزاى حركت با هم به طور مجتمع وجود داشته باشند ، ولى اين اجزا به هم متصل اند و وحدت اتصالى هم به منزله وحدت شخصى است و اين يك امر متصل واحد است ، به عبارت ديگر تجزيه نشده تا اجزاء داشته باشيم . آرى ، اگر بخواهيم اين حركت را جزء جزء كنيم ، مسلماً جزء قبلى رفته و بعد هم نيامده ولى هنوز كه تجزيه نشده ، اجزا بالقوهاند . پس امر واحد مستمر و متصل است . حركت توسطيه ، يك حالت انتزاعى دارد ، همانند فوقيت و تحتيّت كه به تبع سقف و زمين تحقق دارند ، هرگاه منتزع عنه هست ، منتزع هم به تبع آن هست .