الشيخ محمد علي الگرامي القمي
35
نگاهى به بردگى (فارسى)
و اخلاقياّتش هم از دست مىرود ) به سقوط مىگرايد يا نادانسته پرت مىشود . چه كند ؟ اكنون كه چيزى نمىفهمد ، و تقصيرش هم از استعمارگر بوده است . نمىگويم خودش مقصّر نيست ، به هر حال فردى است با اختيار ، ولى گناه بيشتر به گردن استعمار است . قرآن كريم هم در داستان « فك » « 1 » گناه را اندازهگيرى نموده برخى را گناهكارتر و مقصّرتر مىداند و بار گناه را بيشتر به دوش او مىاندازد . اصرار اسلام بر تحريم ربا و كوبيدن شديد رباخواران به همين جهت است ، رباخوار با روش خود ملّت را فقير مىكند و در نتيجه گرسنگى به بىدينى و تسليم همهجانبه در برابر پول مىكشاند . در قرآن هيچ گناه فرعى همچون ربا اهميّت داده نشده است ! گفتنى است كه وقتى در « كراتئوس » - برزيل - باران نباريد و خشك سالى بر مشكلات ديگر افزوده مردم را به قحطى تهديد مىكرد متوسّل به دامان كشيش شدند كه دعا كند باران بيايد ، او نپذيرفت و بيشتر از پيش مردم را تحريك به قيام كرد ، دولت براى رفع ناراحتى مبالغى بودجه به آن محيط اختصاص داد كه البته كافى نبود و آن هم كه بود به درد فقرا نخورده صرف بزرگان شد ! رئيس جمهور آقاى « مديسى » هم براى آرامش مردم سرى به آن محيط زد و روى ذوقياّت
--> ( 1 ) - سوره نور ، آيهء 11 .