الشيخ محمد علي الگرامي القمي
32
نگاهى به بردگى (فارسى)
اوّل از مادر خود شفاعت مىكنند . ولى اين جمله گاهى براى تسكيل درد گفته مىشود و گاهى براى استعمار و جلوگيرى از قيام . طبيعى است كه فرد استعمار شده گرچه مدّتى با اين قبيل افكار و تلقينات سرگرم مىشود ، ولى بالأخره بيدار شده مىخواهد از زير بار فشار خلاص شود و هرچه مىخواهد كه در دل نالهاش پنهان كند ، سينه مىگويد كه من تنگ آمدم فرياد كن ! تو فرار را افتضاح مىخوانى ؟ ولى اين زندگى را ننگ نمىنامى ؟ ! آن فرار عيب است كه برنگردى نه آنكه از پاى ننشينى ؟ گريز هم گاهى لازم است گاهى به ناچارى و گاهى با تاكتيك . « 1 » و بدين جهت خواه ناخواه بايد يا استعمار به كنارى رود و به كلّى دست از منافع استعمارى خود بشويد و يا قرارداد ترك تعرّض بسته شود و جريان را مبهم گذارده به انتظار فرصت بنشيند . تمركز مهاجرين انگليسى در قارّهء جديد پس از كشف كريستف كلمب
--> ( 1 ) - قرآن كريم هم در سورهء انفال پشت كردن به دشمن را براى پيوستن به گروه ديگر و يا آمادگى يافتن بيشتر صراحتا تجويز فرموده است اينها همه مطالبى است مربوط به حرفهائى كه قاعدين در آن زمان به اهل مبارزه مىگفتند كه اينجا با اشاره آمده است ، و راستى برخى حرفهاى آنها از تيغ دشمن خطرناكتر بود .