الشيخ محمد علي الگرامي القمي

564

رساله توضيح المسائل (1390ش) (فارسى)

همان يك چشم موجب ديه كامل است ، ولى اگر يك چشم او سابقاً براى قصاص بيرون آورده شده ثبوت ديه كامل براى چشم دوّم او محلّ اشكال است و احوط مصالحه است . و اگر چهار پلك دو چشم كسى را ببرند بنابر مشهور اين هم موجب ديه كامل است ، ولى بنابر احتياط مصالحه كنند . دوّم : اين‌كه دو گوش كسى را از بيخ ببرند يا آنها را به طور كلّى كر كنند كه ديگر نشنود و اميد خوب شدن هم در بين نباشد ، و اگر يكى از آنها را ببرند يا كر كنند بايد نصف ديه كشتن را بدهند . سوّم : تمام بينى ، يا تمام نرمه بينى كسى را ببرند يا صدمه‌اى بر شخص وارد كنند كه به طور كلّى بوى بد و خوب را نفهمد و اميد خوب شدن هم در بين نباشد . چهارم : زبان كسى را كه لال نيست از بيخ ببرند ، و اگر بعضى از آن را ببرند بنابر احتياط نسبت آن بعض را به همه زبان بسنجند و همچنين نقصى را كه در مخارج حروف بيست و هشت گانه پيدا مىشود حساب كنند ، يعنى ديه كامل را بر حروف بيست و هشت گانه تقسيم كنند و در تفاوت اين دو نسبت با هم مصالحه كنند . و اگر زبان لال را ببرند بايد يك سوّم ديه كشتن را بدهند ، و اگر بعضى از آن را ببرند آن را نسبت به همه زبان او بسنجند و حساب كنند . پنجم : تمام دندانهاى كسى را از بين ببرند ، و ديه هر كدام از دوازده دندان جلوى دهان كه شش عدد بالا و شش عدد در پائين مىباشد پنجاه مثقال شرعى هيجده نخودى طلاى سكّه‌دار ، يا پانصد درهم نقره سكّه‌دار است ، و ديه هر كدام از شانزده دندان عقب دهان بيست و پنج مثقال شرعى طلاى سكّه‌دار ، يا دويست و پنجاه درهم نقره سكّه‌دار است . ششم : هر دو دست كسى را از مچ يا بالاتر ببرند و جدا كنند ، و اگر يك دست او را ببرند بايد نصف ديه كشتن را بدهند . هفتم : هر ده انگشت دست كسى را از بيخ ببرند و جدا نمايند ، و ديه هر انگشت يك دهم ديه كشتن است ، و ديه هر بند انگشت يك سوّم ديه انگشت است ، و در انگشت ابهام ( شست ) ديه هر بند ، نصف ديه انگشت است . هشتم : هر دو پاى كسى را از مفصل يا بالاتر يا همه انگشتهاى پاهاى او را ببرند ، و ديه هر انگشت يك دهم ديه كشتن است . نهم : فقرات پشت كسى را طورى بشكنند كه ديگر خوب نشود و به هيچ وجه نتواند بنشيند . دهم : طورى به كسى آسيب برسانند كه قوّه عقل او از بين برود و ديگر برنگردد . يازدهم : بر كسى صدمه‌اى وارد كنند كه به طورى كلّى قدرت تكلّم يا صوت او از بين برود . دوازدهم : دو لب كسى را ببرند ، و اگر يكى از آنها را ببرند بنابر احتياط بر نصف ديه