الشيخ محمد علي الگرامي القمي

536

رساله توضيح المسائل (1390ش) (فارسى)

مسئله 3032 - اگر وصيّت كند كه ثلث مال او را نفروشند و فقط منافع و عايدى آن را به مصرفى برسانند ، بايد مطابق گفته او عمل نمايند . مسئله 3033 - اگر كسى وصيّت كند كه ثلث ملك او تا بيست سال مثلًا حبس باشد و درآمد آن به مصرف معيّنى برسد و بعد از بيست سال ، اصل آن بين ورثه او تقسيم شود ، اصل ملك پس از بيست سال بايد بين ورثه حين الموت او تقسيم شود ، و هر كدام از آنان در اين بين مرده‌اند سهم آنان به وارثشان مىرسد . مسئله 3034 - اگر در مرضى كه به آن مرض مىميرد ، بگويد مقدارى به كسى بدهكار است ، چنانچه متّهم باشد كه براى ضرر زدن به ورثه گفته است بايد مقدارى را كه معيّن كرده از ثلث او بدهند ، و اگر متّهم نباشد و كسى هم منكر گفته او نشود ، بايد از اصل مالش بدهند . مسئله 3035 - كسى را كه وصيّت مىكنند چيزى به او بدهند بنابر مشهور بايد وجود داشته باشد ، پس اگر وصيّت كنند به بچّه‌اى كه ممكن است فلان زن حامله شود چيزى بدهند باطل است . ولى اگر وصيّت كنند به بچّه‌اى كه در شكم مادر است چيزى بدهند ، اگر چه هنوز روح نداشته باشد ، وصيّت صحيح است ، پس اگر زنده به دنيا آمد ، بايد آنچه را كه وصيّت شده به او بدهند و بهتر آن است كه ولى او هم براى او قبول نمايد ، و اگر مرده به دنيا آمد ، وصيّت باطل مىشود و آنچه را كه براى او وصيّت شده ، ورثه ميان خودشان قسمت مىكنند . مسئله 3036 - اگر انسان بفهمد كسى او را وصى كرده ، چنانچه به اطلاع وصيّت كننده برساند كه براى انجام وصيّت او حاضر نيست ، لازم نيست بعد از مردن او به وصيّت عمل كند ، ولى اگر پيش از مردن او نفهمد كه او را وصى كرده ، يا بفهمد و به او اطّلاع ندهد كه براى عمل كردن به وصيّت حاضر نيست ، در صورتى كه مشقّت زيادى نداشته باشد ، بايد وصيّت او را انجام دهد . و نيز اگر وصى پيش از مرگ ، موقعى بفهمد كه مريض به واسطه شدت مرض نتواند به ديگرى وصيّت كند ، بايد وصيّت را قبول نمايد . مسئله 3037 - اگر كسى كه وصيّت كرده بميرد ، وصى نمىتواند ديگرى را براى انجام كارهاى ميّت معيّن كند و خود از كار كناره‌گيرى نمايد ، ولى اگر بداند مقصود ميّت اين نبوده كه شخصا آن كار را انجام دهد ، بلكه مقصودش فقط انجام كار بوده ، هر چند بطور غير مباشرت مىتواند ديگرى را از طرف خود مأمور نمايد . مسئله 3038 - اگر كسى دو نفر را وصى كند كه با هم به شركت عمل كنند ، چنانچه يكى از آن دو بميرد ، يا ديوانه ، يا كافر شود ، حاكم شرع يك نفر ديگر را به جاى او معيّن